هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، فراق و رنجهای روحی خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر طبیعی مانند کوهسار، غزال، کبک و لالهزار، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، مفاهیمی مانند صبر، امید و عزلت در شعر دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۹۹ - تا بهله محرم کمر آن نگار شد
تا بهله محرم کمر آن نگار شد
دست ز کار رفته ام امیدوار شد ۱
گویند چشم روشنی هم غزالها
هر جا که آن نگار به عزم شکار شد ۲
هر خنده ای که کبک درین کوهسار زد
شد زخم چون به ناخن شاهین دچار شد ۳
شد داغدار چهره ام از اشک آتشین
برگ خزان رسیده من لاله زار شد ۴
دلخوش کنی نماند اسیران عشق را
هر جا غمی که بود مرا غمگسار شد ۵
گلرنگ شد ز خون جگر پرده های دل
تا همچو بوی گل نفسم بی غبارشد ۶
عالم به خاکروبی میخانه چشم داشت
این منزلت نصیب من خاکسارشد ۷
سنگ ملامتم ز سلامت نگاهداشت
دشمن مرا ز دشمن دیگر حصار شد ۸
دریک نفس رسید چوشبنم به آفتاب
آن را که ختم عمر به بوس وکنارشد ۹
ته جرعه حیات مرا آب خضر گشت
از عمر آنچه صرف تماشای یار شد ۱۰
صائب شدم به حاصل عزلت امیدوار
تا عنبر از محیط نصیب کنار شد ۱۱
دست ز کار رفته ام امیدوار شد ۱
گویند چشم روشنی هم غزالها
هر جا که آن نگار به عزم شکار شد ۲
هر خنده ای که کبک درین کوهسار زد
شد زخم چون به ناخن شاهین دچار شد ۳
شد داغدار چهره ام از اشک آتشین
برگ خزان رسیده من لاله زار شد ۴
دلخوش کنی نماند اسیران عشق را
هر جا غمی که بود مرا غمگسار شد ۵
گلرنگ شد ز خون جگر پرده های دل
تا همچو بوی گل نفسم بی غبارشد ۶
عالم به خاکروبی میخانه چشم داشت
این منزلت نصیب من خاکسارشد ۷
سنگ ملامتم ز سلامت نگاهداشت
دشمن مرا ز دشمن دیگر حصار شد ۸
دریک نفس رسید چوشبنم به آفتاب
آن را که ختم عمر به بوس وکنارشد ۹
ته جرعه حیات مرا آب خضر گشت
از عمر آنچه صرف تماشای یار شد ۱۰
صائب شدم به حاصل عزلت امیدوار
تا عنبر از محیط نصیب کنار شد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۹۸ - تا آفتاب رایت گل آشکار شد
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰۰ - لعل لبش ز سبزه خط دلنواز شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.