هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مضامین مختلفی مانند عدالت الهی، قناعت، تواضع، و تقدیر را در بر میگیرد. شاعر از نعمتهای داده شده و داده نشده سخن میگوید و بر اهمیت عدل و داد تأکید میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند آزادی از حوادث، قناعت درویشان، و ارزشهای اخلاقی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۴۱۳۸ - هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
شوخی ز حد مبر که تو را سر نداده اند ۱
رخساره اش ز سیلی دریا سیه شده است
این اعتبار مفت به عنبر نداده اند ۲
بخشیده اند چون دل خرسند نعمتی
درویش را که نعمت دیگر نداده اند ۳
از بر گریز حادثه آزاد کرده اند
هر چند همچو سرو مرا بر نداده اند ۴
نومید نیستم ز ترازوی عدل حق
زان سر دهند هر چه ازین سر نداده اند ۵
داغ توانگری به جبینشان کشیده اند
آن فرقه را که چهره چون زر نداده اند ۶
روشندلان به خرمن خود برق گشته اند
فرصت به شوخ چشمی اختر نداده اند ۷
آراسته است روی زمین را به عدل و داد
آیینه را عبث به سکندر نداده اند ۸
دم را شمرده ساز که مردان خود حساب
دامن به دست پرسش محشر نداده اند ۹
صائب به خواب امن ز ایام صلح کن
کاین منزلت به هیچ توانگر نداده اند ۱۰
شوخی ز حد مبر که تو را سر نداده اند ۱
رخساره اش ز سیلی دریا سیه شده است
این اعتبار مفت به عنبر نداده اند ۲
بخشیده اند چون دل خرسند نعمتی
درویش را که نعمت دیگر نداده اند ۳
از بر گریز حادثه آزاد کرده اند
هر چند همچو سرو مرا بر نداده اند ۴
نومید نیستم ز ترازوی عدل حق
زان سر دهند هر چه ازین سر نداده اند ۵
داغ توانگری به جبینشان کشیده اند
آن فرقه را که چهره چون زر نداده اند ۶
روشندلان به خرمن خود برق گشته اند
فرصت به شوخ چشمی اختر نداده اند ۷
آراسته است روی زمین را به عدل و داد
آیینه را عبث به سکندر نداده اند ۸
دم را شمرده ساز که مردان خود حساب
دامن به دست پرسش محشر نداده اند ۹
صائب به خواب امن ز ایام صلح کن
کاین منزلت به هیچ توانگر نداده اند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۳۷ - عیش جهان به رند می آشام داده اند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳۹ - جمعی که بار درد تو بر دل نهاده اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.