هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوع شور عشق الهی و وجد صوفیانه می‌پردازد. شاعر با اشاره به رقص دل‌ها، ذرات، و حتی استخوان‌ها، نشان می‌دهد که همه‌چیز تحت تأثیر عشق الهی در حرکت است. او همچنین به ناپایداری دنیا و اهمیت طلب معنویت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۱۹۳ - هردم نه بی سبب دل ما رقص می کند

هردم نه بی سبب دل ما رقص می کند
کز شوق کعبه قبله نما رقص می کند ۱

بی آفتاب ذره نخیزد ز جای خویش
از خود نه جسم خاکی مارقص می کند ۲

وجد وسماع صوفی صافی ز خویش نیست
این استخوان به بال هما رقص می کند ۳

مشت گلی چه نقش تواند بر آب زد
از زور می پیاله مارقص می کند ۴

آن راکه مطرب از دل پر جوش خود بود
دایم چو بحر بی سروپا رقص می کند ۵

گردی که از گرانی تعمیر شد خلاص
در پیش پیش سیل فنا رقص می کند ۶

خونین دلان کجا وسماع طرب کجا
این شاخ گل ز باد صبا رقص می کند ۷

پیر وجوان ز هم نکند فرق شور عشق
اینجا فلک به قد دوتا رقص می کند ۸

بی شور عشق در تن ما نیست دره ای
هر قطره زین محیط جدا رقص می کند ۹

پیچیده است درد طلب هرکه را بهم
داند که گردباد چرا رقص می کند ۱۰

داریم عالمی ز خیالش که نه سپهر
در تنگنای سینه ما رقص می کند ۱۱

ما مانده ایم در ته دیوار ورنه کاه
از اشتیاق کاهربا رقص می کند ۱۲

صائب ز زاهدان مطلب وجد صوفیان
شاخی که خشک گشت کجا رقص می کند ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۹۲ - نازش کسی که بر پدر خویش می کند
گوهر بعدی:غزل ۴۱۹۴ - با مردم آنچه شعله ادراک می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.