هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق ناکام، رنج‌های روحی، ناامیدی از تغییر و اصلاح، حسادت، قناعت و غربت می‌پردازد. شاعر از ناتوانی در تسکین درد عشق، بی‌تأثیری ملامت‌ها، و شرایط سخت زندگی سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که برخی امور با نصیحت یا تلاش تغییر نمی‌کنند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق و انتزاعی شعر مانند عشق ناکام، رنج‌های روحی و فلسفه زندگی برای نوجوانان کم‌سن‌وسال ممکن است سنگین باشد. درک این مضامین نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد، بنابراین مناسب مخاطبان بالای 16 سال است.

غزل ۴۲۹۱ - تسکین دل به شور محبت نمی شود

تسکین دل به شور محبت نمی شود
این داغ، خوش نمک به قیامت نمی شود ۱

لیلی عنان گسسته به صحرا نهاد روی
تمکین حریف جذب محبت نمی شود ۲

در اشک تلخ نیست کمی دیده مرا
دستم دچار دامن فرصت نمی شود ۳

در کوهسار شورش سیل است بیشتر
اصلاح ما به سنگ ملامت نمی شود ۴

فانوس شمع را نتواند نهفته داشت
چشم حسود پرده شهرت نمی شود ۵

مسند به روی دست سلیمان فکند مور
خواری نصیب اهل قناعت نمی شود ۶

از آرزوست خواب پریشان دل تمام
تا نقش هست آینه خلوت نمی شود ۷

از آب تیغ دانه ما سبز می شود
قطع امید ما به شهادت نمی شود ۸

از تاک زور باده کجی را برون نبرد
هموار بدگهر به نصیحت نمی شود ۹

بیدار گشت سبزه خوابیده از سحاب
از می علاج زنگ کدورت نمی شود ۱۰

شمعی که دیده هاست سرانجام خامشی
منت پذیر دست حمایت نمی شود ۱۱

صائب ز خود برآی که حسن سخن، غریب
بی خاکمال وادی غربت نمی شود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۹۰ - تا غنچه شکایت من وا نمی شود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۹۲ - دل ساده در قلمرو صورت نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.