هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند تقدیر، عدالت الهی، عشق، رنج و مکافات، و امیدواری می‌پردازد. شاعر از ناتوانی انسان در برابر قضا و قدر سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند عشق، سعادت، و بقا اشاره می‌کند. همچنین، از تلخی‌های زندگی و مکافات اعمال صحبت می‌شود و در نهایت، امید به رحمت الهی و بقای جاودان مطرح می‌گردد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند تقدیر، رنج، و مکافات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۳۶۱ - نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد

نتوان به فلک شکوه ز بیداد قضا برد
از شیشه ما دهشت این سنگ صدا برد ۱

مرغ قفس این بخت برومند ندارد
باد سحر این دامن گل را به کجا برد ۲

در خدمتش استاده بپا دار مکافات
سهل است اگر فوطه ربا فوطه مابرد ۳

جست از خم چوگان حوادث سر منصور
این گوی سعادت ز میان دار فنا برد ۴

قسمت به طلب نیست که با همرهی خضر
در خاک سکندر هوس آب بقا برد ۵

عشق از دل بی نام ونشان گرد برآورد
این سیل کجا راه به ویرانه ما برد ۶

شکر قدح تلخ مکافات چه گویم
کز خاطر من دغدغه روز جزا برد ۷

در دست تو چون مهره مومیم وگرنه
سر پنجه ما آب ز شمشیر قضا برد ۸

دل بیهده دارد ز سخن چشم سعادت
از سایه خود فیض کجا بال هما برد ۹

تا هست به جا رسم جگر کاوی بلبل
از ناخن گلها نتوان رنگ حنابرد ۱۰

بی زحمت شبگیر رسیدیم به منزل
افتادگی ما گرو از باد صبا برد ۱۱

چون خضر چرا زنده جاوید نباشد
صائب به سخن آب رخ آب بقا برد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۶۰ - مفت است اگر سنگدلیهای معلم
گوهر بعدی:غزل ۴۳۶۲ - تنها نه صفا خط ز لب لعل بتان برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.