خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله انتقاد اجتماعی، عرفان، و پندهای اخلاقی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، کمظرفیتی انسانها در برابر گنجینههای معنوی، و دوری از تعلقات دنیوی سخن میگوید. همچنین، به اهمیت پاکی دل و مهرورزی اشاره میکند و از جهل و خودبینی برخی افراد انتقاد میکنند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴۴۰۹ - حکم است که کار شب آدینه بسازند
حکم است که کار شب آدینه بسازند
کار خرد از باده دیرینه بسازند ۱
دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است
کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند ۲
خوش وقت گروهی که ز اسباب تعلق
چون نافه به یک خرقه پشمینه بسازند ۳
این قوم خودآرا که کنون برسردستند
وقت است نگین خوداز آیینه بسازند ۴
گنجینه دل را که پی گوهر مهرست
حیف است که پراز خزف کینه بسازند ۵
واعظ تو همان در درک الاسفل جهلی
بهرتو اگرمنبر صد زینه بسازند ۶
امسال گلی برسربازار نیامد
مرغان به همان مستی پارینه بسازند ۷
جز صورت قاتل نکندعکس پذیری
از سنگ مزارم اگرآیینه بسازند ۸
صائب دل او صاف شداز ناله گرمم
از سنگ بودرسم که آیینه بسازند ۹
کار خرد از باده دیرینه بسازند ۱
دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است
کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند ۲
خوش وقت گروهی که ز اسباب تعلق
چون نافه به یک خرقه پشمینه بسازند ۳
این قوم خودآرا که کنون برسردستند
وقت است نگین خوداز آیینه بسازند ۴
گنجینه دل را که پی گوهر مهرست
حیف است که پراز خزف کینه بسازند ۵
واعظ تو همان در درک الاسفل جهلی
بهرتو اگرمنبر صد زینه بسازند ۶
امسال گلی برسربازار نیامد
مرغان به همان مستی پارینه بسازند ۷
جز صورت قاتل نکندعکس پذیری
از سنگ مزارم اگرآیینه بسازند ۸
صائب دل او صاف شداز ناله گرمم
از سنگ بودرسم که آیینه بسازند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۰۸ - هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند
گوهر بعدی:غزل ۴۴۱۰ - از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.