هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود به عنوان منبع نور و زندگی یاد می‌کند. او از عشق و هوس، سفر روحانی، و ارتباط با معشوق سخن می‌گوید. شاعر از دردها و رنج‌های عشق و همچنین از مستی و جذبه‌های روحانی صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۳۰۳۷ - به خاک پای تو ای مه، هر آن شبی که بتابی

به خاکِ پایِ تو ای مَهْ، هر آن شبی که بِتابی
به جایِ عُمرِ عزیزی، چو عُمرِ ما نَشِتابی ۱

چو شب رُوانِ هَوَس را تو چَشمی و تو چراغی
مُسافرانِ فَلَک را تو آتشیّ و تو آبی ۲

دَرین مَنازلِ گَردون، دَرین طَوافِ هُمایون
گَر از قَضا مَهِ ما را به اِتِّفاق بیابی ۳

اگر چه روحِ جهان است و روحْ سوی ندارد
ثَواب کُن، سویِ او رو، اگر چه غَرقِ ثَوابی ۴

بگو به توست پیامی، اگر چه حاضرِ جانی
جواب دِهْ به حَقِ آن کِه بس لَطیفْ جوابی ۵

هزار مُهره رُبودی، هنوز اوَّلِ بازی‌ست
هزار پَرده دَریدی، هنوز زیرِ نِقابی ۶

چه ناله‌هاست نَهان و چه زَخْم‌هاست دِلَم را
زِهی رَبابِ دِلِ من، به دستِ چون تو رَبابی ۷

دِلَم تو را چو رَبابی، تَنَم تو را چو خَرابی
رَباب می‌زَن و می‌گَرد مَستْ گِردِ خَرابی ۸

همه زِ جامِ تو مَستَند، هر یکی زِ شرابی
زِ جامِ خویش نَپُرسی که مَست از چه شَرابی؟ ۹

کجاست ساحِلِ دریا، دِلا، که هر دَم غَرقی؟
کجاست آتشِ غَیبی، که لحظه لحظه کَبابی؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳۶ - گاه چو اشتر، در وحل آیی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳۸ - ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.