هوش مصنوعی:
متن بالا با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، به موضوعاتی مانند ناامیدی، عشق، جدایی، و بیثباتی زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که برخی حقایق زندگی تغییرناپذیرند و تلاش برای هشیاری یا تغییر سرنوشت بیفایده است. همچنین، به رابطهی پیچیدهی بین عشق و رنج اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تسلیم ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۴۵۲۷ - از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد
از ناله نی هر کس هشیار نمی گردد
از صور قیامت هم بیدارنمی گردد ۱
در غمکده هستی بر کوچه مستی زن
کاین راه به هشیاری هموارنمی گردد ۲
از طینت زاهد می خشکی نبرد بیرون
این شوره زمین هرگز گلزار نمی گردد ۳
ز افشردن پا گردد گفتار جهان پیما
بی نقطه پا برجاپرگار نمی گردد ۴
از نعمت بی پایان قسمت نشود افزون
آب گهر از دریا بسیار نمی گردد ۵
در ابر نمی ماند از گردش خوداختر
از خواب دو چشم او بیکار نمی گردد ۶
چشم تو ودلجویی دورند ز همدیگر
هر خانه براندازی معمارنمی گردد ۷
با نرگس مخمورت خون دو جهان چبود
این جام به صد دریا سرشارنمی گردد ۸
کف خاک نشین گردد چون دیگ به جوش آید
گرد سردیوانه دستار نمی گردد ۹
کوتاه نشد از خط دست ستم زلفش
خوابیده چو افتد ره بیدار نمی گردد ۱۰
از حسن جدایی نیست بیتاب محبت را
این گنج جدا هرگز از مارنمی گردد ۱۱
بار از دل بی برگان هر نخل که بردارد
بی برگ نمی ماند بی بار نمی گردد ۱۲
از جوش سخن صائب پیوسته بود بیخود
در موسم گل بلبل هشیار نمی گردد ۱۳
از صور قیامت هم بیدارنمی گردد ۱
در غمکده هستی بر کوچه مستی زن
کاین راه به هشیاری هموارنمی گردد ۲
از طینت زاهد می خشکی نبرد بیرون
این شوره زمین هرگز گلزار نمی گردد ۳
ز افشردن پا گردد گفتار جهان پیما
بی نقطه پا برجاپرگار نمی گردد ۴
از نعمت بی پایان قسمت نشود افزون
آب گهر از دریا بسیار نمی گردد ۵
در ابر نمی ماند از گردش خوداختر
از خواب دو چشم او بیکار نمی گردد ۶
چشم تو ودلجویی دورند ز همدیگر
هر خانه براندازی معمارنمی گردد ۷
با نرگس مخمورت خون دو جهان چبود
این جام به صد دریا سرشارنمی گردد ۸
کف خاک نشین گردد چون دیگ به جوش آید
گرد سردیوانه دستار نمی گردد ۹
کوتاه نشد از خط دست ستم زلفش
خوابیده چو افتد ره بیدار نمی گردد ۱۰
از حسن جدایی نیست بیتاب محبت را
این گنج جدا هرگز از مارنمی گردد ۱۱
بار از دل بی برگان هر نخل که بردارد
بی برگ نمی ماند بی بار نمی گردد ۱۲
از جوش سخن صائب پیوسته بود بیخود
در موسم گل بلبل هشیار نمی گردد ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲۶ - چه کار از یاری دوران برآید
گوهر بعدی:غزل ۴۵۲۸ - هر ذره ازو در سر سودای دگر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.