خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر حالتی از بیخودی و مستی عارفانه است. شاعر از هوشیاری و پند دوری میجوید و خواهان غرق شدن در عشق و مستی است. او از توبه و هوشیاری به عنوان موانعی در برابر تجربهی عمیق عشق یاد میکند و تمایل دارد تا در آتش شوق و اشتیاق بسوزد. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند شمع، ساحل، و باده است که همگی بر حالت وجد و شوریدگی شاعر تأکید دارند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شوریدگی عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههای عمیق و زبان شعری کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
غزل ۴۵۷۱ - من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
من نمی آیم به هوش از پند، بیهوشم گذار
بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار ۱
گفتگوی توبه می ریزد نمک در ساغرم
پنبه بردار از سر میناودر گوشم گذار ۲
از خمار می گرانی می کند سر بر تنم
تا سبک کردم سبوی باده بر دوشم گذار ۳
کرده ام قالب تهی از اشتیاقت عمرهاست
قامت چون شمع در محراب آغوشم گذار ۴
گر به هوشیاری حجاب حسن مانع می شود
در سرمستی سری یک بار بر دوشم گذار ۵
شرح شبهای دراز هجراز زلف است بیش
پنبه ای بر لب ازان صبح بنا گوشم گذار ۶
می چکد چون شمع صائب آتش از گفتارمن
صرفه در گویایی من نیست، خاموشم گذار ۷
بحر من ساحل نخواهد گشت، در جوشم گذار ۱
گفتگوی توبه می ریزد نمک در ساغرم
پنبه بردار از سر میناودر گوشم گذار ۲
از خمار می گرانی می کند سر بر تنم
تا سبک کردم سبوی باده بر دوشم گذار ۳
کرده ام قالب تهی از اشتیاقت عمرهاست
قامت چون شمع در محراب آغوشم گذار ۴
گر به هوشیاری حجاب حسن مانع می شود
در سرمستی سری یک بار بر دوشم گذار ۵
شرح شبهای دراز هجراز زلف است بیش
پنبه ای بر لب ازان صبح بنا گوشم گذار ۶
می چکد چون شمع صائب آتش از گفتارمن
صرفه در گویایی من نیست، خاموشم گذار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۷۰ - دل چو شبنم آب کن رو در گلستانش گذار
گوهر بعدی:غزل ۴۵۷۲ - اشک در چشم من بیتاب چون گیرد قرار؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.