هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق، درد دل، حیرت در برابر آفرینش، و نیاز به صبر و تسلیم در برابر تقدیر می‌پردازد. شاعر از ناتوانی ابزارهای مادی در حل مشکلات روحی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که تنها عشق و درک عمیق می‌توانند راهگشا باشند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۵۷۷ - اهل دل رایاری دوران نمی آید به کار

اهل دل رایاری دوران نمی آید به کار
تیغ را همواری سوهان نمی آید به کار ۱

در بساط آفرینش، مردم آگاه را
هیچ غیر از دیده حیران نمی آید به کار ۲

نور مطلق بی نیاز از پرده های چشم ماست
آتش خورشید را دامان نمی آید به کار ۳

عقده دل از درون چون غنچه خودوامی شود
این گره راناخن ودندان نمی آید به کار ۴

عشق می خواهد دل مجروح و چشم اشکبار
کشت بی نم، ابر بی باران نمی آید به کار ۵

قدر خط سبز را سوداییان دانند چیست
چشم خواب آلود راریحان نمی آید به کار ۶

هر سحابی از دل عاشق نمی شوید غبار
تشنه دیدار را باران نمی آید به کار ۷

خاطر آسوده خواهی ،چشم از عالم بپوش
دیده روشن درین زندان نمی آید به کار ۸

از سبکروحی و تمکین آدمی را چاره نیست
تیر چون شد بی پروپیکان، نمی آید به کار ۹

تا نگردیده است دل افسرده، کاری پیش گیر
دانه پوسیده، ای دهقان نمی آید به کار ۱۰

گر نخواهد شد سپند روی آتشناک او
چون شرار این خرده های جان نمی آید به کار ۱۱

دست وپایی می زند بهر حضوردیگران
ورنه صائب راسر و سامان نمی آید به کار ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۷۶ - هر که می داند که برگردد سخن درکوهسار
گوهر بعدی:غزل ۴۵۷۸ - تخم مهری گر به دلها می فشاند روزگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.