هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق، درد و رنج، ناامیدی، و آرزوهایش سخن می‌گوید. او از دلبستگی به معشوق، رنج فراق، و تأثیرات عشق بر زندگی خود می‌نویسد. همچنین، به مفاهیمی مانند پیری، ناامیدی، و امید اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از اشارات مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۶۲۹ - داده ام دل را به دست دشمن دین دگر

داده ام دل را به دست دشمن دین دگر
بسته ام عهد مودت با نو آیین دگر ۱

با غزالان سخن کارست صیاد مرا
کی مرا از جا برد آهوی مشکین دگر؟ ۲

کوه دردی را که من فرهاد او گردید ه ام
هست بر هر پاره سنگش نقش شیرین دگر ۳

مرده دل را بغیر از ناله جان بخش من
بر نمی انگیزد از جا هیچ تلقین دگر ۴

سر مجنبان بهر تحسینم گفتار مرا
نیست غیر از جنبش دل هیچ تحسین دگر ۵

از گلستانی که آن سرو خرامان بگذرد
می شود هر شاخ پر گل دست گلچین دگر ۶

ناامیدی هر قدر دل را کشد درخاک وخون
آرزو در سینه چیند بزم رنگین دگر ۷

هر سر موی تو چون مژگان گیرا می کند
در شکارستان دلها کار شاهین دگر ۸

گفتم از پیری شود کوتاه، دست رغبتم
قامت خم شد کمند حرص را چین دگر ۹

گفتم از خواب گران پیری برانگیزد مرا
موی همچون پنبه ام گردید بالین دگر ۱۰

در سر بی مغز هرکس نیست صائب نور عقل
دولت بیدار، گردد خواب سنگین دگر ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۲۸ - حسن دارد در سواری شوکت و شان دگر
گوهر بعدی:غزل ۴۶۳۰ - چند روزی می دهم دل رابه دلجوی دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.