هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی از جمله زندگی، عقلانیت، عشق، و معنویت میپردازد. شاعر توصیه میکند که در زندگی دنیوی تلاش کنیم اما از آخرت غافل نشویم، از عجله و بیفکری بپرهیزیم، و به دلها آسیب نزنیم. همچنین، بر اهمیت پند بزرگان، سبکباری در زندگی، و حفظ حرمت دیگران تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۶۶۴ - کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار
کار دنیا کن و اندیشه عقبی مگذار
تابه عقبی نرسی دامن دنیا مگذار ۱
خود حسابی خط پاکی است ز دیوان حساب
آنچه امروز توان کرد به فردا مگذار ۲
سر در این بادیه چون ریگ روان ریخته است
بی تائمل به بیابان جنون پا مگذار ۳
می کنی گوشه نشینان جهان را بدنام
اثر از نام در این نشأه چو عنقا مگذار ۴
گوهر از بحر نیاید به رعونت بیرون
تاز سر پا نکنی روی به دریا مگذار ۵
بهترین پند بزرگان طریقت این است
که ز کف دامن دریوزه دلها مگذار ۶
سنگ راه تو شود بار به هر دل که نهی
تابه منزل برسی بار به دلها مگذار ۷
دیده شیر بود لاله صحرای جنون
پای گستاخ به این دامن صحرا مگذار ۸
نگه تندگران است به روشن گهران
بار سوزن به دل نازک عیسی مگذار ۹
سیل را مانع رفتار نمی گردد موج
من سودازده را سلسله بر پا مگذار ۱۰
می شود شهپرتوفیق ،سبکباری خلق
بار مردم بکش و بار به دلها مگذار ۱۱
گوشه ای گیر در ایام کهنسالی ها
خرمنت پاک چو گردید به صحرا مگذار ۱۲
گر سر صحبت آن لیلی عالم داری
پای بیرون ز سیه خانه سودا مگذار ۱۳
حسن ازآینه تار گریزد صائب
دل غفلت زده را پیش دلارا مگذار ۱۴
تابه عقبی نرسی دامن دنیا مگذار ۱
خود حسابی خط پاکی است ز دیوان حساب
آنچه امروز توان کرد به فردا مگذار ۲
سر در این بادیه چون ریگ روان ریخته است
بی تائمل به بیابان جنون پا مگذار ۳
می کنی گوشه نشینان جهان را بدنام
اثر از نام در این نشأه چو عنقا مگذار ۴
گوهر از بحر نیاید به رعونت بیرون
تاز سر پا نکنی روی به دریا مگذار ۵
بهترین پند بزرگان طریقت این است
که ز کف دامن دریوزه دلها مگذار ۶
سنگ راه تو شود بار به هر دل که نهی
تابه منزل برسی بار به دلها مگذار ۷
دیده شیر بود لاله صحرای جنون
پای گستاخ به این دامن صحرا مگذار ۸
نگه تندگران است به روشن گهران
بار سوزن به دل نازک عیسی مگذار ۹
سیل را مانع رفتار نمی گردد موج
من سودازده را سلسله بر پا مگذار ۱۰
می شود شهپرتوفیق ،سبکباری خلق
بار مردم بکش و بار به دلها مگذار ۱۱
گوشه ای گیر در ایام کهنسالی ها
خرمنت پاک چو گردید به صحرا مگذار ۱۲
گر سر صحبت آن لیلی عالم داری
پای بیرون ز سیه خانه سودا مگذار ۱۳
حسن ازآینه تار گریزد صائب
دل غفلت زده را پیش دلارا مگذار ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۶۳ - نیست بیرون ز تو مقصود، تکاپو بگذار
گوهر بعدی:غزل ۴۶۶۵ - نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.