هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامینی مانند ناامیدی، امید، عشق، رنج، و سرنوشت انسان سخن میگوید. شاعر از سوختن و رهایی، تلاش بیثمر، و رسیدن به مقاصد بلند صحبت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ، جاودانگی، و تقدیر انسان اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۴۶۶۶ - ناله ای از ته دل کرد سپند آخر کار
ناله ای از ته دل کرد سپند آخر کار
سوخت خودرا و برون خوست ز بند آخر کار ۱
از دل سوخته نومید نمی باید شد
می شود خال رخ شعله سپند آخر کار ۲
عرق سعی محال است که گوهر نشود
می رسد ذره به خورشید بلند آخر کار ۳
هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرون
همچو بادام نپیوست به قند آخر کار ۴
جان محال است که در جسم بماند جاوید
می رهد یوسف بی جرم زبند آخر کار ۵
سخن حق چه خیال است افتد بر خاک؟
می شود رتبه منصور بلند آخر کار ۶
که دعا کرد ندانم ز جگرسوختگان ؟
که شود روزی مور آن لب قند آخر کار ۷
چون کمان گر چه به خود خلق کنندت نزدیک
همچو تیر از بر خود دور کنند آخر کار ۸
دلگشای است نسیم سحری، می ترسم
که شود غنچه من بیهده خند آخر کار ۹
همت آن نیست که آتش نزند در عالم
می جهد برقی ازین ابر بلند آخر کار ۱۰
کاش در زندکی از خاک مرا بر می داشت
آن که بر تربت من سایه فکند آخر کار ۱۱
زینهار ای نی بی مغز سر از بند مپیچ
که شود تنگ شکرهر سر بند آخر کار ۱۲
مشت خاک من سودازده را صائب چرخ
از چه برداشت نخست ازچه فکند آخر کار ۱۳
سوخت خودرا و برون خوست ز بند آخر کار ۱
از دل سوخته نومید نمی باید شد
می شود خال رخ شعله سپند آخر کار ۲
عرق سعی محال است که گوهر نشود
می رسد ذره به خورشید بلند آخر کار ۳
هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرون
همچو بادام نپیوست به قند آخر کار ۴
جان محال است که در جسم بماند جاوید
می رهد یوسف بی جرم زبند آخر کار ۵
سخن حق چه خیال است افتد بر خاک؟
می شود رتبه منصور بلند آخر کار ۶
که دعا کرد ندانم ز جگرسوختگان ؟
که شود روزی مور آن لب قند آخر کار ۷
چون کمان گر چه به خود خلق کنندت نزدیک
همچو تیر از بر خود دور کنند آخر کار ۸
دلگشای است نسیم سحری، می ترسم
که شود غنچه من بیهده خند آخر کار ۹
همت آن نیست که آتش نزند در عالم
می جهد برقی ازین ابر بلند آخر کار ۱۰
کاش در زندکی از خاک مرا بر می داشت
آن که بر تربت من سایه فکند آخر کار ۱۱
زینهار ای نی بی مغز سر از بند مپیچ
که شود تنگ شکرهر سر بند آخر کار ۱۲
مشت خاک من سودازده را صائب چرخ
از چه برداشت نخست ازچه فکند آخر کار ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۵۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۶۵ - نفس هرزه مرس رابه کشیدن مگذار
گوهر بعدی:غزل ۴۶۶۷ - چین پیشانی ما شد مه عید آخر کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.