هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به زیبایی احساسات و عواطف عمیق عاشقانه را با تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا بیان میکند. شاعر از دلشدگی، عشق، مستی، و رهایی از قید عقل سخن میگوید و از عناصری مانند میخانه، پیمانه، مرغ شکستهبال، و سرو قامت برای توصیف حالات عاشقانه استفاده میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه قدیمی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۴۷۳۳ - ای هر دل از خیال تو میخانه دگر
ای هر دل از خیال تو میخانه دگر
هر گردشی ز چشم تو پیمانه دگر ۱
هرمرغ پرشکسته ز فکر و خیال تو
دارد بزیر بال پریخانه دگر ۲
از چشم نیم مست تو هر گوشه گیر را
در کنج فقر گوشه میخانه دگر ۳
از راه عقل برده برون سرو قامتت
هر فرقه رابه جلوه مستانه دگر ۴
هر رشته ای زشمع جهان سوز عارضت
دامی کشیده در ره پروانه دگر ۵
از اشتیاق ذکر تو در دیده ها شده است
هر تار اشگ سبحه صد دانه دگر ۶
در بوستان ز جلوه مستانه ات شده است
هر طوق قمریی خط پیمانه دگر ۷
هردم ز سایه طره کافر نهاد تو
در کعبه رنگ ریخته بتخانه دگر ۸
غیر از دل شکسته معمار عقل نیست
در شهربند عشق تو ویرانه دگر ۹
بیدار هرکه راکه درین بزم یافته است
چشمت به خواب کرده ز افسانه دگر ۱۰
زلف تراست از دل صد چاک عاشقان
در هرخم و شکنج و نهان شانه دگر ۱۱
در خاک و خون تپیده تیغ ترا بود
هر رخنه ای ز دل در میخانه دگر ۱۲
مرغی که دانه خور شده زان خال دلفریب
چشمش نمی پرد ز پی دانه دگر ۱۳
صائب مرا ز نشأه سرشار عشق او
هر داغ آتشین شده پیمانه دگر ۱۴
هر گردشی ز چشم تو پیمانه دگر ۱
هرمرغ پرشکسته ز فکر و خیال تو
دارد بزیر بال پریخانه دگر ۲
از چشم نیم مست تو هر گوشه گیر را
در کنج فقر گوشه میخانه دگر ۳
از راه عقل برده برون سرو قامتت
هر فرقه رابه جلوه مستانه دگر ۴
هر رشته ای زشمع جهان سوز عارضت
دامی کشیده در ره پروانه دگر ۵
از اشتیاق ذکر تو در دیده ها شده است
هر تار اشگ سبحه صد دانه دگر ۶
در بوستان ز جلوه مستانه ات شده است
هر طوق قمریی خط پیمانه دگر ۷
هردم ز سایه طره کافر نهاد تو
در کعبه رنگ ریخته بتخانه دگر ۸
غیر از دل شکسته معمار عقل نیست
در شهربند عشق تو ویرانه دگر ۹
بیدار هرکه راکه درین بزم یافته است
چشمت به خواب کرده ز افسانه دگر ۱۰
زلف تراست از دل صد چاک عاشقان
در هرخم و شکنج و نهان شانه دگر ۱۱
در خاک و خون تپیده تیغ ترا بود
هر رخنه ای ز دل در میخانه دگر ۱۲
مرغی که دانه خور شده زان خال دلفریب
چشمش نمی پرد ز پی دانه دگر ۱۳
صائب مرا ز نشأه سرشار عشق او
هر داغ آتشین شده پیمانه دگر ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۳۲ - ای هرنظر خیال ترا منزل دگر
گوهر بعدی:غزل ۴۷۳۴ - از زیر چشم در رخ مستور می نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.