هوش مصنوعی:
این شعر به بررسی تضاد بین عشق و عقل میپردازد و بیان میکند که این دو هرگز با هم سازگار نخواهند بود. همچنین، به موضوعاتی مانند دیوانگی، خرابات، و ناپایداری عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به خرابات و دیوانگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۷۸۱ - عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
خانه دیو، پریخانه نگردد هرگز ۱
شهپر عشق سبکسیر، شکست دل ماست
آسیا بی مدد دانه نگردد هرگز ۲
عشق از کوی خرابات به جایی نرود
گنج دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز ۳
گر چه در دایره چشم غزالان باشد
روی مجنون ز سیه خانه نگردد هرگز ۴
هر که ترجیح دهد عقل و خرد را به جنون
دارم امید که دیوانه نگردد هرگز! ۵
عشق با عقل محال است شود در دل جمع
این دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز ۶
دل غفلت زدگان زنده نگردد به سخن
پرده خواب به افسانه نگردد هرگز ۷
گر صبا با خبر از درد غریبی باشد
گرد خاکستر پروانه نگردد هرگز ۸
آشنایی به سخن کن که پریزاد سخن
آشنایی است که بیگانه نگردد هرگز ۹
کجرویهای فلک علت کج بینی توست
تا نگردد سرت،این خانه نگردد هرگز ۱۰
بر رخ هر که گشودند در دل صائب
طالب کعبه و بتخانه نگردد هرگز ۱۱
خانه دیو، پریخانه نگردد هرگز ۱
شهپر عشق سبکسیر، شکست دل ماست
آسیا بی مدد دانه نگردد هرگز ۲
عشق از کوی خرابات به جایی نرود
گنج دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز ۳
گر چه در دایره چشم غزالان باشد
روی مجنون ز سیه خانه نگردد هرگز ۴
هر که ترجیح دهد عقل و خرد را به جنون
دارم امید که دیوانه نگردد هرگز! ۵
عشق با عقل محال است شود در دل جمع
این دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز ۶
دل غفلت زدگان زنده نگردد به سخن
پرده خواب به افسانه نگردد هرگز ۷
گر صبا با خبر از درد غریبی باشد
گرد خاکستر پروانه نگردد هرگز ۸
آشنایی به سخن کن که پریزاد سخن
آشنایی است که بیگانه نگردد هرگز ۹
کجرویهای فلک علت کج بینی توست
تا نگردد سرت،این خانه نگردد هرگز ۱۰
بر رخ هر که گشودند در دل صائب
طالب کعبه و بتخانه نگردد هرگز ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۸۰ - دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
گوهر بعدی:غزل ۴۷۸۲ - نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.