هوش مصنوعی:
این متن به بیان نابسامانیهای اجتماعی و روحی در جامعه میپردازد. شاعر از بیسامانی فکری، حیرانی، فقدان آرزوهای معنوی، و غرق شدن مردم در امور مادی و ظاهری انتقاد میکند. همچنین، اشارهای به فقدان آزادی، خودسازی، و قدردانی از نعمتها دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتزاعی، انتقادی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و دانش بیشتری برای فهم عمیقتر داشته باشد.
غزل ۴۸۳۸ - در جنون فکر سرو سامان ندارد هیچ کس
در جنون فکر سرو سامان ندارد هیچ کس
مدعا چون دیده حیران ندارد هیچ کس ۱
در دیار ما که روزی ازدل خود می خورند
آرزوی نعمت الوان ندارد هیچ کس ۲
زیر چرخ نیلگون، چون پسته، آن هم زیر پوست
با دل پرخون لب خندان ندارد هیچ کس ۳
در دیار ما که جان از بهر مردن می دهند
آرزوی عمر جاویدان ندارد هیچ کس ۴
عالمی رفته است از خانه سازی پا به گل
فکر خودسازی درین دوران ندارد هیچ کس ۵
می شود اوقات مردم صرف در تعمیر تن
فکر آزادی ازین زندان ندارد هیچ کس ۶
بر ندارد طوق منت گردن آزادگان
شکرالله دست در احسان ندارد هیچ کس ۷
میوه های سردسیر عقل، صائب نارس است
سینه گرم و دل سوزان ندارد هیچ کس ۸
مدعا چون دیده حیران ندارد هیچ کس ۱
در دیار ما که روزی ازدل خود می خورند
آرزوی نعمت الوان ندارد هیچ کس ۲
زیر چرخ نیلگون، چون پسته، آن هم زیر پوست
با دل پرخون لب خندان ندارد هیچ کس ۳
در دیار ما که جان از بهر مردن می دهند
آرزوی عمر جاویدان ندارد هیچ کس ۴
عالمی رفته است از خانه سازی پا به گل
فکر خودسازی درین دوران ندارد هیچ کس ۵
می شود اوقات مردم صرف در تعمیر تن
فکر آزادی ازین زندان ندارد هیچ کس ۶
بر ندارد طوق منت گردن آزادگان
شکرالله دست در احسان ندارد هیچ کس ۷
میوه های سردسیر عقل، صائب نارس است
سینه گرم و دل سوزان ندارد هیچ کس ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۳۷ - حرف آن حسن بسامان ازمن مجنون مپرس
گوهر بعدی:غزل ۴۸۳۹ - نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.