هوش مصنوعی: این شعر از حسرت و تنهایی در قفس سخن می‌گوید و احساس زندانی بودن در دنیا را بیان می‌کند. شاعر از نعمت‌های الهی شکایت دارد و آرزوی آزادی و رهایی از قفس زندگی را می‌کند. همچنین، به رابطه میان صیاد و پرنده اشاره می‌شود که نمادی از اسارت و محدودیت است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه زندگی برای فهم کامل احساسات بیان‌شده دارد. همچنین، برخی مضامین مانند اسارت و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۴۸۴۰ - دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود

دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود
این که می کردم نفس را راست گاهی در قفس ۱

گز ز تنهایی بنالد محض کافر نعمتی است
هرکه چون صیاد دارد خانه خواهی در قفس ۲

چشم وا کردن به روی بیوفایان مشکل است
کاش می بود از حریم بیضه راهی در قفس ۳

از دل صدچاک می بینم جمال یار را
بر گلستان دارم از حسرت نگاهی در قفس ۴

چاره زندانی افلاک تسلیم است و بس
نیست غیر از زیر بال خود پناهی در قفس ۵

دل نشد عبرت پذیر از تنگنای آسمان
می رود هرمویم از غفلت به راهی در قفس ۶

سایه گل نیست جای خواب و ما دلمردگان
راست می سازیم هردم خوابگاهی در قفس ۷

بی پر و بالی مگر صائب به داد ما رسد
کز پر خود گاه در دامیم و گاهی در قفس ۸

گر ببینم روی گل را صبحگاهی در قفس
خط آزادی شود هر مد آهی در قفس ۹

گوشه چشمی است از صیاد ما را التماس
هست باغ دلگشای مانگاهی در قفس ۱۰

بند و زندان بر دل خوش مشرب من بار نیست
کز دل واکرده دارم پیشگاهی در قفس ۱۱

خاطر صیاد را نتوان پریشان ساختن
ورنه داردسینه صد چاک، آهی در قفس ۱۲

در گرفتاری است اندک التفاتی بی شمار
می زند پهلو به شاخ گل، گیاهی در قفس ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۳۹ - نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴۱ - شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.