هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند ریا و خودفروشی، بی‌ثمری تلاش‌های بیهوده، انتقاد از صوفیان ریاکار، تأثیر مستی بر تلخی‌های زندگی، و تناقض‌های عشق و زیبایی می‌پردازد. همچنین، از زبان نمادین و استعاری برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی استفاده شده است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۴۹۰۳ - پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش

پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش
آب را کف می کند دیگی که ننشیند ز جوش ۱

می کنند از سود، مردم خرج و ازبی حاصلی
می کند از مایه خود خرج دایم خود فروش ۲

از هزار آهو یکی راناف مشکین داده اند
صوفی صافی نگردد هرکه شد پشمینه پوش ۳

هرچه می گویند بامن ناصحان شایسته ام
بی تأمل پنبه غفلت بر آوردیم ز گوش ۴

می کند مستی گوارا تلخی ایام را
وای برآن کس که می آید درین محفل به هوش ۵

می زند حرفی برای خویش واعظ، می بکش
نیست پشمی در کلاه محتسب، ساغر بنوش ۶

خرقه آلوده ما را بهای می گرفت
نیست در اندک پذیری کس چو پیر میفروش ۷

عاشقان رااز گرستن دل نمی گردد خنک
چشمه خورشید را شبنم نیندازد ز جوش ۸

نیست گر پیوسته با هم تاوپود حسن و عشق
چون شود پروانه ساکن؟ شمع چون گردد خموش ۹

دست بردل می نهم چون شوق غالب می شود
می کنم با خاک آتش را زبی آبی خموش ۱۰

گرچه ازنطق است صائب جوهر تیغ زبان
درنظر دارد شکوه تیغ، لبهای خموش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۰۲ - می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰۴ - تا به همواری برآید کار درتندی مکوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.