هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، مفاهیمی مانند عشق، شوریدگی، تشنگی معنوی و زیباییهای طبیعت را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند خندههای پنهان، خون، لاله، تیغ مژگان، آفتاب، یوسف و آب حیات برای انتقال احساسات و اندیشههای خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'ز خون صید حرم' و 'تیغ مژگانش' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
غزل ۵۰۱۶ - کراست تاب شکر خنده های پنهانش ؟
کراست تاب شکر خنده های پنهانش ؟
که شور حشر بود گرده نمکدانش ۱
ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده است
هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش ۲
ازین صید جهان به جهان دگر رساند مرا
خوشا سری که دود پیش پیش چوگانش ۳
به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!
که آفتاب بود روزن شبستانش ۴
به پاکدامنی از قید عشق نتوان رست
که چشم بررخ یوسف گشوده زندانش ۵
چه عارض است که درآفتاب زرد خزان
بهار می چکد از خط همچو ریحانش ۶
به داغ العطشم سوخته است سنگدلی
که نیست ریگ روان تشنه در بیابانش ۷
ز جبهه عرق شرم می توان دانست
که سر به مهر حباب است آب حیوانش ۸
کدام نامه صائب نگشت طی چون صبح
که آفتاب نگردید مهر عنوانش ۹
که شور حشر بود گرده نمکدانش ۱
ز خون صید حرم کعبه داغ لاله شده است
هنوز تشنه خون است تیغ مژگانش ۲
ازین صید جهان به جهان دگر رساند مرا
خوشا سری که دود پیش پیش چوگانش ۳
به حلقه سر زلف تو چشم بد مرساد!
که آفتاب بود روزن شبستانش ۴
به پاکدامنی از قید عشق نتوان رست
که چشم بررخ یوسف گشوده زندانش ۵
چه عارض است که درآفتاب زرد خزان
بهار می چکد از خط همچو ریحانش ۶
به داغ العطشم سوخته است سنگدلی
که نیست ریگ روان تشنه در بیابانش ۷
ز جبهه عرق شرم می توان دانست
که سر به مهر حباب است آب حیوانش ۸
کدام نامه صائب نگشت طی چون صبح
که آفتاب نگردید مهر عنوانش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱۵ - چنان ز دل گذرد صاف تیر مژگانش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱۷ - رسیده است به جایی لطافت بدنش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.