هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر میپردازد. شاعر از لعل لب، خال موزون، طره همایون و دیگر اجزای معشوق سخن میگوید و احساسات خود را با عناصری مانند شب امید، صبح عید، وادی شور جنون و داغ لاله بیان میکند. در پایان، شاعر خود را به دام شاهسواری میداند که از نعل گلگونش خون میچکد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی بالا، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۱۸ - جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
چه بوسه گاه شناس است خال موزونش ! ۱
سرش به دولت دنیا فرو نمی آید
به هر که سایه کند طره همایونش ۲
شب امید من آن روز صبح عید شود
که سر زند بنا گوش، خط شبگونش ۳
درین ریاض ترا چشم موشکافی نیست
وگرنه طره لیلی است بید مجنونش ۴
منم که روی زچین جبین نمی تابم
و گرنه رهزن خضرست نعل وارونش ۵
مرا به وادیی افکنده است شور جنون
که ناز سرو کند گردباد هامونش ۶
سیه دلی که به دامان اوست چشم مرا
چو داغ لاله گرفته است درمیان خونش ۷
به دام شاهسواری فتاده ام صائب
که لاله لاله چکد خون ز نعل گلگونش ۸
چه بوسه گاه شناس است خال موزونش ! ۱
سرش به دولت دنیا فرو نمی آید
به هر که سایه کند طره همایونش ۲
شب امید من آن روز صبح عید شود
که سر زند بنا گوش، خط شبگونش ۳
درین ریاض ترا چشم موشکافی نیست
وگرنه طره لیلی است بید مجنونش ۴
منم که روی زچین جبین نمی تابم
و گرنه رهزن خضرست نعل وارونش ۵
مرا به وادیی افکنده است شور جنون
که ناز سرو کند گردباد هامونش ۶
سیه دلی که به دامان اوست چشم مرا
چو داغ لاله گرفته است درمیان خونش ۷
به دام شاهسواری فتاده ام صائب
که لاله لاله چکد خون ز نعل گلگونش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۱۷ - رسیده است به جایی لطافت بدنش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱۹ - گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.