هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند زندگی، عیش و نوش، بی‌اعتنایی به ملامت دیگران، و پذیرش واقعیت‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند شراب، عیش، و تلخی‌های زندگی استفاده کرده است تا دیدگاه خود را دربارهٔ آزادی، بی‌پروایی، و گذر از مشکلات بیان کند.
رده سنی: 18+ متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره‌های مستقیم به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن، این متن را برای گروه سنی بالاتر مناسب می‌سازد.

غزل ۵۰۱۹ - گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش

گرفت ازسرخم خشت پیر باده فروش
چراغ عیش برون آمد از ته سرپوش ۱

ز حرف تلخ ملامتگران نیندیشد
به گوش هرکه رسیده است بانگ نوشانوش ۲

هزار خرقه آلوده را به قیمت می
گرفت ازره انصاف پیر باده فروش ۳

زجوش کم نشود آب بحر ،دل خوش دار
مکن چودیگ تنک ظرف کوتهی درجوش ۴

به آفتاب رسانیده ایم پرتو را
ز باد صبح نگردد چراغ ماخاموش ۵

ترا که بهره زنوش است نیش چون زنبور
ازین چه سودکه داری هزار چشمه نوش؟ ۶

در آفتاب قیامت عرق نمی ریزد
ز بار خلق ندزدد کسی که اینجا دوش ۷

مخور به هیچ دل زار و هرچه خواهی خور
بپوش چشم خود از عیب و هرچه خواهی پوش ۸

ز جوش لاف دل چشمه ها تهی گردید
درین دو هفته که دریای مانشست ازجوش ۹

فغان که تشنه لبان سخن نمی دانند
که کار تیغ دو دم می کندلب خاموش ۱۰

خموش بگذر ازین خاکدان چو سایه ابر
مکن چو سیل ز پست و بلند راه خروش ۱۱

شراب تلخ کجا چاره تو خواهد کرد؟
تراکه ناله صائب نمی برد از هوش ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰۱۸ - جدا نمی شود از پیش لعل میگونش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۲۰ - چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.