هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و معنویت سخن میگوید. او از ارزشهای معنوی و عشق الهی صحبت میکند و به مخاطب یادآوری میکند که به جای توجه به مادیات، به عشق و معنویت روی آورد. شاعر از اهمیت عشق و بخشش سخن میگوید و مخاطب را به سوی سعادت و رستگاری هدایت میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۳۰۹۸ - ترش ترش بنشستی، بهانه دربستی
تُرُش تُرُش بِنِشَستی، بَهانه دَربَستی
که نَدْهَم آبَت، زیرا که کوزه بِشْکَستی ۱
هزار کوزهٔ زَرّین، به جایِ آن بِدَهَم
مَگیر سَخت مرا زانچه رفت در مَستی ۲
تو را که آبِ حَیاتی، چه کم شود کوزه؟
چه حاجَت آید، جان و جهان، چو تو هستی؟ ۳
بیا که روزِ عزیز است، مَجْلِسی بَرساز
ولی چو دوش مَکُن، کَزْ میانْ بُرون جَستی ۴
پَریر رفتم سَرمَستِ تو به خانۀ عشق
به خنده گفت بیا، کَزْ زَحیرْ وارَستی ۵
هزار جان بِفُزودی، اگر دلی بُردی
هزار مَرهَم دادی، اگر تَنی خَستی ۶
چرا نگیرم پایَت؟ که تاجِ سَرهایی
چرا نبوسَم دَستَت؟ که صاحِبِ دستی ۷
دِلا میی بِسِتان کَزْ خُمارها بِرَهی
چُنین بُتی بِپَرست ای صَنَم، چو بِپْرَستی ۸
بُرو دِلا به سَعادت، به سویِ عالَمِ دل
به شُکر آن کِه به اِقْبال و بَختْ پیوَستی ۹
خَموش باش، اگر چه که جُمله سیم بَران
به آبِ زَر بِنویسَند هر چه گُفْتَسْتی ۱۰
ضیایِ حَقّ و اِمامُ الْهُدیٰ حُسامُ الدّین
مُجیرِ خَلْق، به بالایِ روحْ ازین پَستی ۱۱
که نَدْهَم آبَت، زیرا که کوزه بِشْکَستی ۱
هزار کوزهٔ زَرّین، به جایِ آن بِدَهَم
مَگیر سَخت مرا زانچه رفت در مَستی ۲
تو را که آبِ حَیاتی، چه کم شود کوزه؟
چه حاجَت آید، جان و جهان، چو تو هستی؟ ۳
بیا که روزِ عزیز است، مَجْلِسی بَرساز
ولی چو دوش مَکُن، کَزْ میانْ بُرون جَستی ۴
پَریر رفتم سَرمَستِ تو به خانۀ عشق
به خنده گفت بیا، کَزْ زَحیرْ وارَستی ۵
هزار جان بِفُزودی، اگر دلی بُردی
هزار مَرهَم دادی، اگر تَنی خَستی ۶
چرا نگیرم پایَت؟ که تاجِ سَرهایی
چرا نبوسَم دَستَت؟ که صاحِبِ دستی ۷
دِلا میی بِسِتان کَزْ خُمارها بِرَهی
چُنین بُتی بِپَرست ای صَنَم، چو بِپْرَستی ۸
بُرو دِلا به سَعادت، به سویِ عالَمِ دل
به شُکر آن کِه به اِقْبال و بَختْ پیوَستی ۹
خَموش باش، اگر چه که جُمله سیم بَران
به آبِ زَر بِنویسَند هر چه گُفْتَسْتی ۱۰
ضیایِ حَقّ و اِمامُ الْهُدیٰ حُسامُ الدّین
مُجیرِ خَلْق، به بالایِ روحْ ازین پَستی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹۷ - بیا، بیا که شدم در غم تو سودایی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹۹ - بداد پندم استاد عشق ز استادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.