هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از رفتارها و خلق و خوی مردم است. او از نفاق، ریا، و آسیب‌هایی که از سوی مردم متحمل شده، شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که از دیدن چهره‌های مردم دوری گزیند. تصاویر شعری مانند زهر نفاق، تیغ کج، و سیلاب خون، عمق رنجش او را نشان می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی تصاویر مانند 'سیلاب خون' و 'زهر نفاق' ممکن است برای مخاطبان جوان سنگین باشد.

غزل ۵۱۷۶ - نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق

نیست آب صافی خاطر روان در جوی خلق
می چکد زهر نفاق از گوشه ابروی خلق ۱

پهلویم سوراخ شد از حرف پهلو دار و من
همچنان چشم گشایش دارم از پهلوی خلق ۲

در حریم خاک اگر با مرگ هم بستر شوی
به که باشی زنده جاوید جان داروی خلق ۳

چشمه نبود این که در کوه و کمر در گریه است
سنگ خارا آب شد از سرکه ابروی خلق ۴

پیش از این چون گل جبینم چین دلتنگی نداشت
تنگ شد خلق من از بس تنگ دیدم خوی خلق ۵

تا دم آبی ز جوی بی نیازی خورده ام
تیغ سیراب است در خلق من آب جوی خلق ۶

ناز پرورد حضورگوشه تنهاییم
می خورد چون صید وحشی بر دماغم بوی خلق ۷

بر زبان چند آوری چون تیر حرف راست را
تیغ کج در دست دارد گوشه ابروی خلق ۸

چون نریزد از بن هر موی من سیلاب خون؟
نشتری در آستین دارد نهان هر موی خلق ۹

نیست چون صائب ترا از خلق امید روی دل
بهتر آن باشد که سال و مه نبینی روی خلق ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۷۵ - تیغ سیراب است موج بحر طوفان زای عشق
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷۷ - به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.