هوش مصنوعی:
این متن به بیان دشواریهای زندگی اجتماعی و روابط بین انسانها میپردازد. شاعر از ریا، جفا، و بیوفایی مردم شکایت میکند و توصیه میکند که از وابستگی به خلق بپرهیزد و به جای آن، به معنویات و حقیقت بچسبد. همچنین، اشارهای به بیثباتی دنیا و فانی بودن آن دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۱۹۲ - در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلق
رحم است بر کسی که شود آشنای خلق ۱
صبح قیامت است جبین گشاده شان
برق فناست خنده دندان نمای خلق ۲
در شوره زار ریختن آب زندگی است
از عمر آنچه صرف کنی دررضای خلق ۳
در چار موجه لنگر کشتی است بادبان
آسودگی طمع مکن ازآشنای خلق ۴
مرغی است کز گسستن دام است دلگران
آن ساده دل که شکوه کند از جفای خلق ۵
درآب زیر کاه خطر بیشتر بود
از ره مرو به ظاهر صلح وصفای خلق ۶
هرکس که برتو پشت کند مغتنم شمار
کز روی کار خلق بود به، قفای خلق ۷
تارو به خلق داری، پشتت به قبله است
بر خلق پشت کن که شوی مقتدای خلق ۸
سیری ز حرف پوچ ندارندمردمان
بی دانه سیر و دور کند آسیای خلق ۹
از پنبه ناز مرهم کافور می کشد
گوشی که شد گزیده زآواز پای خلق ۱۰
دلسوزیش به اشک ندامت سرشته بود
بستیم چشم یکقلم از توتیای خلق ۱۱
تا وحشتم به وادی تنها روی فکند
برمن دهان شیر بود نقش پای خلق ۱۲
در دیده ها سبک نشوی تا چو برگ کاه
ازجا مرو به جاذبه کهربای خلق ۱۳
صائب به درد خویش ز درمان کن اختصار
کز درد بی دواست گرانتر دوای خلق ۱۴
رحم است بر کسی که شود آشنای خلق ۱
صبح قیامت است جبین گشاده شان
برق فناست خنده دندان نمای خلق ۲
در شوره زار ریختن آب زندگی است
از عمر آنچه صرف کنی دررضای خلق ۳
در چار موجه لنگر کشتی است بادبان
آسودگی طمع مکن ازآشنای خلق ۴
مرغی است کز گسستن دام است دلگران
آن ساده دل که شکوه کند از جفای خلق ۵
درآب زیر کاه خطر بیشتر بود
از ره مرو به ظاهر صلح وصفای خلق ۶
هرکس که برتو پشت کند مغتنم شمار
کز روی کار خلق بود به، قفای خلق ۷
تارو به خلق داری، پشتت به قبله است
بر خلق پشت کن که شوی مقتدای خلق ۸
سیری ز حرف پوچ ندارندمردمان
بی دانه سیر و دور کند آسیای خلق ۹
از پنبه ناز مرهم کافور می کشد
گوشی که شد گزیده زآواز پای خلق ۱۰
دلسوزیش به اشک ندامت سرشته بود
بستیم چشم یکقلم از توتیای خلق ۱۱
تا وحشتم به وادی تنها روی فکند
برمن دهان شیر بود نقش پای خلق ۱۲
در دیده ها سبک نشوی تا چو برگ کاه
ازجا مرو به جاذبه کهربای خلق ۱۳
صائب به درد خویش ز درمان کن اختصار
کز درد بی دواست گرانتر دوای خلق ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۹۱ - آزرده است گوشه نشین ازوداع خلق
گوهر بعدی:غزل ۵۱۹۳ - صبح قیامت بود چاک گریبان عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.