هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی خود به معشوق سخن میگوید و از بیوفایی و دوری او شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و به فریادش برسد، چرا که معشوق قبلاً در مواقع سخت به کمکش آمده بود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۱۱۸ - نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟
نِگارا، چرا قولِ دشمن شنیدی؟
چرا بَهرِ دشمن زِ چاکر بُریدی؟ ۱
چه سوگند خوردی؟ چه دلْ سَخت کردی؟
که گویی که هرگز مرا خود نَدیدی ۲
مَها، بارِ دیگر، نَظَر کُن به چاکر
چُنین دان، کَاسیری زِ کافِر خَریدی ۳
تو آبِ حَیاتی، چو رویَت بِدیدم
چو میْ در تَنِ بَنده هرسو دَویدی ۴
تو بازِ سپیدی، که بر من نِشَستی
رُبودی دِلَم را، هوا بَر پَریدی ۵
دِلَم رو به دیوار کردهست ازان دَم
که در خانه رَفتیّ و رو درکَشیدی ۶
اگر جانْ بِخوانْدم تورا راست گفتم
که جانْ ناپَدید است، و تو ناپَدیدی ۷
به فریادِ من رَس، که این وَقتِ رَحم است
که صد جا به فریادِ جانَم رَسیدی ۸
چرا بَهرِ دشمن زِ چاکر بُریدی؟ ۱
چه سوگند خوردی؟ چه دلْ سَخت کردی؟
که گویی که هرگز مرا خود نَدیدی ۲
مَها، بارِ دیگر، نَظَر کُن به چاکر
چُنین دان، کَاسیری زِ کافِر خَریدی ۳
تو آبِ حَیاتی، چو رویَت بِدیدم
چو میْ در تَنِ بَنده هرسو دَویدی ۴
تو بازِ سپیدی، که بر من نِشَستی
رُبودی دِلَم را، هوا بَر پَریدی ۵
دِلَم رو به دیوار کردهست ازان دَم
که در خانه رَفتیّ و رو درکَشیدی ۶
اگر جانْ بِخوانْدم تورا راست گفتم
که جانْ ناپَدید است، و تو ناپَدیدی ۷
به فریادِ من رَس، که این وَقتِ رَحم است
که صد جا به فریادِ جانَم رَسیدی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۱۷ - پذیرفت این دل ز عشقت خرابی
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱۹ - نشانت که جوید؟ که تو بینشانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.