هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، غم و ویرانی درون خود میگوید. او خود را مانند دانهای بیثمر، ویرانهای بیساکن و شمعی در تاریکی میداند. با این حال، در میان این ناامیدی، به کمک به دیگران و پاک شدن از گناهان با گریههای مستانه امیدوار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی مانند گناه، امید و ویرانی، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۵۳۱۷ - نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه ام
نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه ام
دربهاران از زمین سر بر نیارد دانه ام ۱
بس که شد از گرد کلفت دلگران غمخانه ام
آیه رحمت شمارد سیل را ویرانه ام ۲
می گشایم با تهیدستی گره از کار خلق
بر سر مردم ازان فرمانرواچون شانه ام ۳
هر کجا هنگامه گرمی است می گردم سپند
دربهاران عندلیب و در خزان پروانه ام ۴
سیل در ویرانی من بی گناه افتاده است
آب بر می آورد چون چشم از خود خانه ام ۵
در مذاق من شراب تلخ آب زندگی است
شیشه چون خالی شد از می پر شد پیمانه ام ۶
گرچه از گنج گهر کردم جهان را بی نیاز
نیست شمعی غیر چشم جغد در ویرانه ام ۷
گر نشوید ابر صائب نامه اعمال من
می کند پاک از گناهان گریه مستانه ام ۸
دربهاران از زمین سر بر نیارد دانه ام ۱
بس که شد از گرد کلفت دلگران غمخانه ام
آیه رحمت شمارد سیل را ویرانه ام ۲
می گشایم با تهیدستی گره از کار خلق
بر سر مردم ازان فرمانرواچون شانه ام ۳
هر کجا هنگامه گرمی است می گردم سپند
دربهاران عندلیب و در خزان پروانه ام ۴
سیل در ویرانی من بی گناه افتاده است
آب بر می آورد چون چشم از خود خانه ام ۵
در مذاق من شراب تلخ آب زندگی است
شیشه چون خالی شد از می پر شد پیمانه ام ۶
گرچه از گنج گهر کردم جهان را بی نیاز
نیست شمعی غیر چشم جغد در ویرانه ام ۷
گر نشوید ابر صائب نامه اعمال من
می کند پاک از گناهان گریه مستانه ام ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۱۶ - مومنی را می کند آزاد از قید فرنگ
گوهر بعدی:غزل ۵۳۱۸ - در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.