هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره رنجها، پشیمانیها و مبارزات درونی اوست. او از زخمهای پنهانی، پشیمانی، تشنگی برای شهادت و مبارزه با نفس سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند "سفال خشک"، "صهبای ریحانی" و "شمشیر شهادت"، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند "تشنگی مرگ" و "زخم شمشیر شهادت" نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۵۳۷۱ - تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم
تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم
باتو یاران می خورند و من پشیمانی خورم ۱
نیست ممکن تازه رو گردد سفال خشک من
زان لب نو خط اگر صهبای ریحانی خورم ۲
گرچه پیش افتاده ام درراه شوق از برق و باد
همچنان از همراهان نیش گرانجانی خورم ۳
از شکر چشم سفید مصر درراه من است
چند گرد کاروان چون ماه کنعانی خورم ۴
من که عالمگیر می گردم ز طوفان چون تنور
در دهانم خاک اگر نان تن آسانی خورم ۵
تشنه مرگم به عنوانی که چون آب خمار
زخم شمشیر شهادت را به آسانی خورم ۶
می کنم در کار ساحل این کهن تابوت را
تا به کی سیلی درین دریای طوفانی خورم ۷
در دماغ تیره من مایه سودا شود
لقمه خورشید اگر چون شام ظلمانی خورم ۸
من که هر جا می روم چون مور رزقم با من است
روزی خود را چه از خوان سلیمانی خورم ۹
سینه من نیست خالی ازگهر تا چون صدف
در سخاوت روی دست ابرنیسانی خورم ۱۰
بر ندارد سر زبالین دیده حیران من
گر زهرمژگان خدنگی همچو قربانی خورم ۱۱
من که شمشیر از برای نفس می زنم
صائب از غفلت چرا نان مسلمانی خورم ۱۲
باتو یاران می خورند و من پشیمانی خورم ۱
نیست ممکن تازه رو گردد سفال خشک من
زان لب نو خط اگر صهبای ریحانی خورم ۲
گرچه پیش افتاده ام درراه شوق از برق و باد
همچنان از همراهان نیش گرانجانی خورم ۳
از شکر چشم سفید مصر درراه من است
چند گرد کاروان چون ماه کنعانی خورم ۴
من که عالمگیر می گردم ز طوفان چون تنور
در دهانم خاک اگر نان تن آسانی خورم ۵
تشنه مرگم به عنوانی که چون آب خمار
زخم شمشیر شهادت را به آسانی خورم ۶
می کنم در کار ساحل این کهن تابوت را
تا به کی سیلی درین دریای طوفانی خورم ۷
در دماغ تیره من مایه سودا شود
لقمه خورشید اگر چون شام ظلمانی خورم ۸
من که هر جا می روم چون مور رزقم با من است
روزی خود را چه از خوان سلیمانی خورم ۹
سینه من نیست خالی ازگهر تا چون صدف
در سخاوت روی دست ابرنیسانی خورم ۱۰
بر ندارد سر زبالین دیده حیران من
گر زهرمژگان خدنگی همچو قربانی خورم ۱۱
من که شمشیر از برای نفس می زنم
صائب از غفلت چرا نان مسلمانی خورم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۷۰ - می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷۲ - دل به رغبت چون نمالد خط خوبان را به چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.