هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک عاشق، شراب تلخ، لاله داغ، و غنچه، به بیان احساسات عمیق عشق، اندوه، و شادی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند گرمی و سردی، میهمانی و تنهایی، و آزادی و اسارت برای انتقال حس خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۵۳۷۰ - می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم

می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم
کز شراب تلخ گردد دیده پیمانه گرم ۱

برگ عیش ما بود چون لاله داغی از بهار
می توان کردن سرما را به یک پیمانه گرم ۲

ریزش ابر آورد در خنده ما را همچو برق
صحبت ما می شود از گریه مستانه گرم ۳

در دل ما غنچه پیکان او گلگل شکفت
شاد گردد میهمان باشد چو صاحبخانه گرم ۴

در بساط دل مرا از پاکبازی اه نیست
بگذرد سیل گران تمکین ازین ویرانه گرم ۵

خاکدان عالم از بی رونقی افسرده بود
شد از آه من درو دیوار این غمخانه گرم ۶

حلقه بیرون در دارد مرا افسردگی
ورنه با شمع است دایم صحبت پروانه گرم ۷

یک دل بی غم کند آزاد صد دل را ز غم
می شود هنگامه اطفال از دیوانه گرم ۸

نیست جای خواب آسایش گذرگاه جهان
تا به کی سازی به پهلو بستر بیگانه گرم ۹

روزی دیوانه می آید برون صائب زسنگ
هست تا در کوچه ها هنگامه طفلانه گرم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳۶۹ - نیست امروز از جنون این شور و غوغا بر سرم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷۱ - تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.