هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای بیپایان روحی و عاطفی خود میگوید. او از بار سنگین دلشکستگی، بیثباتی هستی، و ناتوانی در یافتن آرامش سخن میراند. همچنین، به ناامیدی، ملامتهای درونی، و عشق ناکام اشاره میکند و در نهایت، از تلاش بیوقفۀ خود برای رهایی از این دردها مینویسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربۀ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و رنجهای روحی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۵۳۷۶ - تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم
تا به کی بار دل از گردون بی حاصل کشم
استخوانم توتیا شد، چند بار دل کشم ۱
هستی موهوم ما موج سرابی بیش نیست
به که بر لوح وجود خود خط باطل کشم ۲
صحبت من در نمی گیرد به کاهل مشربان
هر نفس چون بحر، دامن از کف ساحل کشم ۳
تا کمر دل در غبار جسم پنهان گشته است
کو چنان دستی که این آیینه را از گل کشم ۴
خار صحرای ملامت خون خودرا می خورد
پای آسایش اگر در دامن منزل کشم ۵
آتشین رخساره ای در چاشنی دارد سپند
با کدام امید من آواز در محفل کشم ۶
من که دیدم بارها از رخنه دل کعبه را
خاک در چشمم اگر دست از رکاب دل کشم ۷
صائب از سودای زلفش دست رغبت می کشم
تا به کی دررشته جان عقده مشکل کشم ۸
استخوانم توتیا شد، چند بار دل کشم ۱
هستی موهوم ما موج سرابی بیش نیست
به که بر لوح وجود خود خط باطل کشم ۲
صحبت من در نمی گیرد به کاهل مشربان
هر نفس چون بحر، دامن از کف ساحل کشم ۳
تا کمر دل در غبار جسم پنهان گشته است
کو چنان دستی که این آیینه را از گل کشم ۴
خار صحرای ملامت خون خودرا می خورد
پای آسایش اگر در دامن منزل کشم ۵
آتشین رخساره ای در چاشنی دارد سپند
با کدام امید من آواز در محفل کشم ۶
من که دیدم بارها از رخنه دل کعبه را
خاک در چشمم اگر دست از رکاب دل کشم ۷
صائب از سودای زلفش دست رغبت می کشم
تا به کی دررشته جان عقده مشکل کشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳۷۵ - سرو چون با آن قد استاده می آید به چشم
گوهر بعدی:غزل ۵۳۷۷ - تیغ کوه همتم دامن ز صحرا می کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.