هوش مصنوعی:
این شعر از فیض، بیانگر احساسات عمیق انسانی مانند تنهایی، رنج، امید و مقاومت در برابر سختیهاست. شاعر خود را به موجی در دریا تشبیه میکند که در عین حال که آزاد است، درگیر محدودیتها نیز هست. او از مفاهیمی مانند فقر، آزادی، و امید به آینده سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود همه مشکلات، روح انسان قادر به مقاومت و ادامه راه است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تنهایی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۴۴۰ - ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
ما چو موج خوش عنان در بحر و بر افتاده ایم
نیستیم آتش ولی در خشک و تر افتاده ایم ۱
بحر نتواند ز ما گرد یتیمی را فشاند
قطره آبیم در حبس گهر افتاده ایم ۲
بی بری بر خاطر آزاده ما بار نیست
ما درین معنی ز سرو آزادتر افتاده ایم ۳
مفلسان را گوهر شهوار خون در دل کند
از گرانقدری جهان را از نظر افتاده ایم ۴
می شود چون بید نخل ما برومند از نبات
گر به ظاهر چند روزی بی ثمر افتاده ایم ۵
وحشت آهو دو بالا گردد از دام و کمند
ما عبث دنبال آه بی اثر افتاده ایم ۶
برگداز جسم موقوف است امید نجات
ما که در بند نیستان چون شکر افتاده ایم ۷
رشته جان در تن ما موی آتشدیده است
تا به فکر پیچ و تاب آن کمر افتاده ایم ۸
این جواب آن غزل صائب که انشا کرد فیض
دوستان بهر چه دور از یکدگر افتاده ایم ۹
نیستیم آتش ولی در خشک و تر افتاده ایم ۱
بحر نتواند ز ما گرد یتیمی را فشاند
قطره آبیم در حبس گهر افتاده ایم ۲
بی بری بر خاطر آزاده ما بار نیست
ما درین معنی ز سرو آزادتر افتاده ایم ۳
مفلسان را گوهر شهوار خون در دل کند
از گرانقدری جهان را از نظر افتاده ایم ۴
می شود چون بید نخل ما برومند از نبات
گر به ظاهر چند روزی بی ثمر افتاده ایم ۵
وحشت آهو دو بالا گردد از دام و کمند
ما عبث دنبال آه بی اثر افتاده ایم ۶
برگداز جسم موقوف است امید نجات
ما که در بند نیستان چون شکر افتاده ایم ۷
رشته جان در تن ما موی آتشدیده است
تا به فکر پیچ و تاب آن کمر افتاده ایم ۸
این جواب آن غزل صائب که انشا کرد فیض
دوستان بهر چه دور از یکدگر افتاده ایم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۳۹ - ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۴۱ - ما وفاداری به اسباب جهان نسپرده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.