هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانه‌ی شاعر است که با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، درد فراق، عشق نافرجام، و رنج‌های روحی خود را توصیف می‌کند. شاعر از دیدار معشوق، غرور او، و ناتوانی خود در رسیدن به او سخن می‌گوید و با بیان تجربیات تلخ و شیرین عشق، به درون نگری (درون‌نگری) می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ی پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های غنی و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۵۴۸۳ - نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم

نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم
به یک نظاره چشم از روی آتش چون شرر بستم ۱

غرور دولت دیدار شرکت بر نمی دارد
کشیدم آهی از دل دیده آیینه بر بستم ۲

عجب دارم که پای من به دامن آشنا گردد
که با ریگ روان یک روز احرام سفر بستم ۳

گریبانگیر شد دامن زهر خاری که برچیدم
ز دیوار اندرون آمد به هر محنت که در بستم ۴

همان تیر سبکسیر نظر سیخ کبابش شد
به هر صیدی که من از پرتو همت نظر بستم ۵

چه شبها روز کردم در شبستان سر زلفش
که اوراق دل صد پاره را بر یکدگر بستم ۶

نظر تا داشتم بر خود نمی دیدم دو عالم را
دو عالم چون دو عینک گشت تا از خود نظر بستم ۷

خوشا ایام بی برگی و خواب عافیت صائب
که می لرزد دلم چون برگ تا بر خود ثمر بستم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۴۸۲ - ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۸۴ - ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.