هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به بیان احساسات عرفانی و معنوی خود میپردازد. او از عشق، قناعت، و ارتباط با حق سخن میگوید و تجربیات خود را در قالب تصاویر شاعرانه مانند چراغ محراب، گوهر نایاب، و دریا بیان میکند. همچنین، او به موضوعاتی مانند مرگ و زندگی و ارزش خودشناسی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و مفاهیم انتزاعی دارد.
غزل ۵۴۹۵ - نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم
نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم
تماشای فروغ گوهر نایاب خود کردم ۱
چه سازد با دل دریا کش من تلخی عالم
مکرر بحر را در کاسه گرداب خود کردم ۲
ندارد خواب عاشق ورنه من افسانه عالم
به کار چشم بیدار و دل بیخواب خود کردم ۳
از آن است تاج شاهان پایتخت اعتبار من
که از دریا قناعت چون گهر با آب خود کردم ۴
ز خواب مرگ چون نبود مرا امید بیداری
که من در روزگار زندگانی خواب خود کردم ۵
خودی پیچیده بود از قبله حق روی من صائب
نمازم رد نشد تا پشت بر محراب خود کردم ۶
تماشای فروغ گوهر نایاب خود کردم ۱
چه سازد با دل دریا کش من تلخی عالم
مکرر بحر را در کاسه گرداب خود کردم ۲
ندارد خواب عاشق ورنه من افسانه عالم
به کار چشم بیدار و دل بیخواب خود کردم ۳
از آن است تاج شاهان پایتخت اعتبار من
که از دریا قناعت چون گهر با آب خود کردم ۴
ز خواب مرگ چون نبود مرا امید بیداری
که من در روزگار زندگانی خواب خود کردم ۵
خودی پیچیده بود از قبله حق روی من صائب
نمازم رد نشد تا پشت بر محراب خود کردم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹۴ - غبار هستی خود سرمه چشم فنا کردم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹۶ - زغفلت عمر خود را چون قلم صرف سخن کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.