هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ترس‌های مختلف خود سخن می‌گوید، از جمله ترس از عشق، فریب، ناامنی، و ناپایداری دنیا. او از ظاهر آرام اما خطرناک مردم و طبیعت می‌ترسد و تجربیات تلخ گذشته را یادآور می‌شود.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فریب و ناامنی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.

غزل ۵۵۵۷ - ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می ترسم

ز خال عنبرین افزون ز زلف یار می ترسم
همه از مار و من از مهره این مار می ترسم ۱

بلای مرغ زیرک دام زیر خاک می باشد
ز تار سبحه بیش از رشته زنار می ترسم ۲

از آن چون شبنم گل خواب در چشم نمی گردد
که از چشم تماشایی بر این گلزار می ترسم ۳

به گرد چشم او گشتن چو مژگان آرزو دارم
ز خوی نازک آن نرگس بیمار می ترسم ۴

ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم بر جان
شکار لاغرم از تیغ لنگردار می ترسم ۵

خطر در آب زیر کاه بیش از بحر می باشد
من از همواری این خلق ناهموار می ترسم ۶

ز بس نا مردمی از چشم نرم مردمان دیدم
اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار می ترسم ۷

چه باشد پشت و روی اژدها در پله بینش
نه از اقبال می بالم نه از ادبار می ترسم ۸

ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمی ترسد
که من از گردش گردون کج رفتار می ترسم ۹

سرشک گرم را در پرده دل می کنم پنهان
بر آب این گهر از سردی بازار می ترسم ۱۰

بد از نیکان و نیکی از بدان پر دیده ام صائب
ز خار بی گل افزون از گل بی خار می ترسم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۵۵۶ - ز جام بیخودی چون لاله مست از خاک بر خیزم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵۸ - من از دشمن فزون از نفس کافر کیش می ترسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.