هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر بزرگ سبک هندی، بیانگر حالات روحی و عاطفی شاعر است که خود را به قلم تشبیه کرده است. او از رنجها، سفرهای طولانی، سیاهیهای زندگی و ناتوانی در رسیدن به معانی عمیق سخن میگوید. شاعر احساس میکند که مانند قلم، تحت فرمان قضا و قدر است و از سیاهیهای وجود خود بیخبر است. او از عمری که به باد رفته و از ناکامیهایش در رسیدن به حقیقت شکوه میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی فاخر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۵۶۴۳ - شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم
شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم
نقش پا، سوخته آید به نظر چون قلمم ۱
بس که کرده است سیه مست مرا ذوق سخن
می زنم حرف و ز خود نیست خبر چون قلمم ۲
جای اشک از مژه ام خون سیه می ریزد
می دود دود دل از بس که به سر چون قلمم ۳
هست در قبضه فرمان قضا نبض مرا
از سیه کاری خود نیست خبر چون قلمم ۴
صرف گفتار شد از دل سیهی عمر مرا
دل دونیم است ازین راهگذار چون قلمم ۵
زینهمه نقش دلاویز که بر آب زدم
گریه و ناله و آه است ثمر چون قلمم ۶
زان گهرها که از آن چشم جهان روشن شد
نیست جز آب سیه پیش نظر چون قلمم ۷
گر چه سر از خط فرمان نکشیدم هرگز
عمر آمد به ته تیغ بر چون قلمم ۸
ره نبردم به سرا پرده معنی، هر چند
عمر کوتاه شد از سیر و سفر چون قلمم ۹
راستی بود، اگر بود مرا تقصیری
از چه بستند و گشودند کمر چون قلمم؟ ۱۰
جز سخن نیست مرا باغ و بهاری صائب
آه اگر خشک شود دیده تر چون قلمم ۱۱
نقش پا، سوخته آید به نظر چون قلمم ۱
بس که کرده است سیه مست مرا ذوق سخن
می زنم حرف و ز خود نیست خبر چون قلمم ۲
جای اشک از مژه ام خون سیه می ریزد
می دود دود دل از بس که به سر چون قلمم ۳
هست در قبضه فرمان قضا نبض مرا
از سیه کاری خود نیست خبر چون قلمم ۴
صرف گفتار شد از دل سیهی عمر مرا
دل دونیم است ازین راهگذار چون قلمم ۵
زینهمه نقش دلاویز که بر آب زدم
گریه و ناله و آه است ثمر چون قلمم ۶
زان گهرها که از آن چشم جهان روشن شد
نیست جز آب سیه پیش نظر چون قلمم ۷
گر چه سر از خط فرمان نکشیدم هرگز
عمر آمد به ته تیغ بر چون قلمم ۸
ره نبردم به سرا پرده معنی، هر چند
عمر کوتاه شد از سیر و سفر چون قلمم ۹
راستی بود، اگر بود مرا تقصیری
از چه بستند و گشودند کمر چون قلمم؟ ۱۰
جز سخن نیست مرا باغ و بهاری صائب
آه اگر خشک شود دیده تر چون قلمم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۴۲ - گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
گوهر بعدی:غزل ۵۶۴۴ - چشم بیمار بلایی است که من می دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.