خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند وحدت، همدردی، تلاش جمعی، و روشنایی در مقابل ظلمت میپردازد. شاعر از تفرقه و عیبجویی انتقاد کرده و بر اهمیت همکاری و همدلی برای بهبود جهان تأکید میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۷۶۴ - شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم
شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم
شکستگان جهانند مومیایی هم ۱
شود جهان لب پر خنده ای، اگر مردم
کنند دست یکی در گرهگشایی هم ۲
فغان که نیست به جز عیب یکدگر جستن
نصیب مردم عالم ز آشنایی هم ۳
شدند تشنه لبان جهان بیابان مرگ
چو موجهای سراب از غلط نمایی هم ۴
درین قلمرو ظلمت چو رهروان نجوم
روند سوخته جانان به روشنایی هم ۵
ز سنگ تفرقه روزگار بیخبرند
جماعتی که دلیرند در جدایی هم ۶
شود بساط جهان پر زر تمام عیار
کنند کوشش اگر خلق در روایی هم ۷
شدند شهره عالم چو بلبلان صائب
سخنوران جهان از سخنسرایی هم ۸
شکستگان جهانند مومیایی هم ۱
شود جهان لب پر خنده ای، اگر مردم
کنند دست یکی در گرهگشایی هم ۲
فغان که نیست به جز عیب یکدگر جستن
نصیب مردم عالم ز آشنایی هم ۳
شدند تشنه لبان جهان بیابان مرگ
چو موجهای سراب از غلط نمایی هم ۴
درین قلمرو ظلمت چو رهروان نجوم
روند سوخته جانان به روشنایی هم ۵
ز سنگ تفرقه روزگار بیخبرند
جماعتی که دلیرند در جدایی هم ۶
شود بساط جهان پر زر تمام عیار
کنند کوشش اگر خلق در روایی هم ۷
شدند شهره عالم چو بلبلان صائب
سخنوران جهان از سخنسرایی هم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۶۳ - پیام دوست ز باد بهار می شنوم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۶۵ - نه می به جام و نه گل در کنار می خواهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.