هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید. او از ناهماهنگی بین قول و فعلش، از غم‌های پنهان، از تنهایی و از آرزوهای برباد رفته می‌نالد. همچنین اشاره‌ای به رابطه‌اش با خدا و طبیعت دارد و از مفاهیمی مانند صبر، عشق و رنج استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۷۹۱ - تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم

تا همچو لعل، رنگ به رخسار داشتم
خون در دل از شکست خریدار داشتم ۱

هرگز قرین نگشت به هم قول و فعل من
کردار را همیشه به گفتار داشتم ۲

تا با خدا افتاد مرا کار، به شدم
شربت نداشتم چو پرستار داشتم ۳

تا چون حباب چشم گشودم ز یکدگر
سر در کنار قلزم خونخوار داشتم ۴

هرگز دلم ز فکر غزالان تهی نبود
دایم درین خرابه دو بیمار داشتم ۵

چون شبنم از تجلی خورشید محو شد
چشم تری که از غم گلزار داشتم ۶

هرگز نداشت میل، ترازوی مشربم
دایم به دست سبحه و ز نار داشتم ۷

چون زلف، تار و پود حواسم نبود جمع
تا فکر جامه و غم دستار داشتم ۸

فریاد من ز قحط هم آواز پست شد
کارم بلند بود چو همکار داشتم ۹

داغ ترا به غیر نمودم ز سادگی
آیینه پیش صورت دیوار داشتم ! ۱۰

هرگز نصیب گوشه نشینان نمی شود
آن خلوتی که بر سر بازار داشتم ۱۱

صائب هزار شکر که بر دل گذاشتم
دستی که بر سر از غم دلدار داشتم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۹۰ - دلتنگ از ملامت اغیار نیستم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹۲ - با هرکه روی حرف به جز یار داشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.