خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق عمیق، درد فراق، و سفر روحانی سخن می‌گوید. شاعر از عشق به معشوق، رنج‌های عاشقی، و جدایی از خود برای رسیدن به حقیقت یاد می‌کند. مضامینی مانند عشق، رنج، جستجوی معنوی، و فراق در آن دیده می‌شود.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌های پیچیده، برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی دارد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و جدایی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۸۰۲ - خط تو ریشه در رگ جان می دواندم

خط تو ریشه در رگ جان می دواندم
خال تو تخم مهر به دل می فشاندم ۱

این شرم نارسا که نگهبان حسن توست
از بهر یک دو بوسه بجان می رساندم ۲

دانم همین که می کشدم دل به خاک و خون
آگاه نیستم که کجا می کشاندم ۳

دارم اگر چه دست به معشوق در کمر
حیرت همان به کوه و کمر می دواندم ۴

این آتشی که در جگر من علم زده است
در یک نفس به خاک سیه می نشاندم ۵

مشکل که روز حشر بیابم سراغ خویش
زینسان که جلوه تو ز خود می ستاندم ۶

غافل که غوطه در جگر خاک می زند
آن ساده دل که گرد ز رخ می فشاندم ۷

دو دست سبزه دانه آتش برشته را
دهقان عبث به خون جگر می دماندم ۸

نزدیکتر به لب بود از دست، رزق من
حرص زیاده سر، به سفر می دواندم ۹

فربه چسان شوم، که درین دشت پر فریب
صیاد سنگدل به نظر می چراندم ۱۰

در کام شیر مانده ام از دعوی خودی
خضر من است هر که ز خود می رهاندم ۱۱

غفلت بلاست، ورنه من آن صید زیرکم
کز خواب خوش تپیدن دل می جهاندم ۱۲

دستار مست و دامن اطفال نیستم
چندین فلک چرا به زمین می کشاندم؟ ۱۳

چون صبح پاکدل نفس مهر می زنم
چندان که چرخ نیش به دل می خلاندم ۱۴

بیهوشی من از اثر نکهت گل است
ناصح عبث گلاب به رخ می فشاندم ۱۵

ذوق سفر چنین که عنانگیر من شده است
صائب چو مهر گرد جهان می دواندم ۱۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۰۱ - موی میان نبود که من همچو مو شدم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۰۳ - با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.