هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های پیچیده، به مضامینی مانند عشق، رنج، جستجوی حقیقت، و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از نور، شمشیر، تخت دار، و عناصر طبیعت برای بیان احساسات عمیق خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۵۸۸۶ - آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم

آیینه خانه ایم و دم از نور می زنیم
شمشیر برق بر جگر مور می زنیم ۱

بر روی تخت دار، مربع نشسته ایم
می از شرابخانه منصور می زنیم ۲

تا کی زند ز رخنه دل جوش، آرزو؟
مشت گلی به خانه زنبور می زنیم ۳

هر جا کمان موی شکافی به زه کنیم
مژگان مور در شب دیجور می زنیم ۴

آزرده می کنیم دلش را ز حرف سخت
از جهل، سنگ بر شجر طور می زنیم ۵

اینجا کلیم رخصت پروانگی نیافت
بال و پری عبث به هم از دور می زنیم ۶

این ناله های شعله فشان صائب از جگر
از شوق عندلیب نشابور می زنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۸۵ - با شوخ دیدگان هوس آشنا نیم
گوهر بعدی:غزل ۵۸۸۷ - چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.