هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد عشق، ناامیدی، جستجوی معنوی و تجربیات زندگی است. شاعر از تلاش‌های بی‌ثمر در عشق و زندگی می‌گوید، از ناکامی‌ها و رنج‌هایی که متحمل شده و در نهایت به انزوا و تسلیم می‌رسد. او از بی‌وفایی دنیا و بی‌مهری اهل دل سخن می‌گوید و تصمیم می‌گیرد از تعلقات دنیوی دست بکشد.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، مفاهیم ناامیدی و انزوا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۵۹۲۷ - از ناله نی راز دل عشق شنیدیم

از ناله نی راز دل عشق شنیدیم
زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم ۱

راهی به سر آن مه شبگرد نبردیم
چندان که چو خورشید به هر کوچه دویدیم ۲

دیدیم که بر چهره گل رنگ وفا نیست
ما نیز سر خود به ته بال کشیدیم ۳

در دیده ما نشتر آزار شکستند
هر چند چو خون در رگ احباب دویدیم ۴

با زلف بگو در پی صید دگر افتد
ما از خم دامی که رمیدیم، رمیدیم ۵

از گریه ما هیچ دلی نرم نگردید
در ساعت سنگین سر این تاک بریدیم ۶

در گوش ز فریاد جرس پنبه گذاریم
نشنیدنی از همسفران بس که شنیدیم ۷

چون موج نشد قسمت ما گوهر مقصود
هر چند که از طول امل دام کشیدیم ۸

دیدیم که در روی زمین اهل دلی نیست
چون غنچه به کنج دل خود باز خزیدیم ۹

کردیم وداع کف خاکستر هستی
روزی که به آن شعله جانسوز رسیدیم ۱۰

دیدیم ندارد سر ما زاهد بیدرد
از صومعه خود را به خرابات کشیدیم ۱۱

شیر شتر و روی عرب چند توان دید؟
پا از سفر کعبه مقصود کشیدیم ۱۲

هر چند ز خط راه توان برد به مضمون
ما هیچ به مضمون خط او نرسیدیم ۱۳

در سینه دل، چاک فکندیم چو صائب
این نامه به تدبیر نشد باز، دریدیم ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۲۶ - مستانه سر شیشه می باز گشودیم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۲۸ - چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.