هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر نگاهی فلسفی و عرفانی به زندگی و جهان است. شاعر از نعمات دنیوی و امیدهای خود سخن میگوید، اما در نهایت به ناپایداری و بیثباتی دنیا اشاره میکند. او از حرص و طمع، غوغای دنیا، و ناامنیهای زندگی انتقاد میکند و تنها آرامش را در گوشه دل مییابد. همچنین، شاعر به تلخیهای زندگی و رفتارهای ناپسند انسانها اشاره میکند و در پایان، از قدرت شعر و هنر در زندهکردن روح انسان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناپایداری دنیا و انتقادهای اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۹۸۴ - هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان
هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان
وقت را خوش کرده ام من از خوشی های جهان ۱
از جهان و نعمت او داشتم امیدها
کند شد دندان حرص من ز سیمای جهان ۲
خم چه پروا دارد از جوش شراب لاله رنگ؟
چرخ از جا در نمی آید ز غوغای جهان ۳
گوشه امنی که برگ عیش فرش او بود
نیست غیر از گوشه دل در سراپای جهان ۴
حاصلی جز ماندگی مردم ندارند از سفر
می دهد از تیه موسی یاد، صحرای جهان ۵
تشنگی نتوان به آب شور بردن از جگر
دست کوته دار زنهار از تمنای جهان ۶
مردم عالم ز خست خون هم را می خورند
ورنه نعمت نیست کم بر خوان یغمای جهان ۷
سرخ رویی در شراب نارس این نشأه نیست
می کند دل را سیه چون لاله صهبای جهان ۸
پرده های گوش من چون آسمان نیلوفری است
بس که می آید گران بر گوش غوغای جهان ۹
دایم از روی نسب بر هم تفاخر می کنند
نیستند از یک پدر پنداری ابنای جهان ۱۰
من کدامین قطره ام کز تلخکامی وارهم
آب گوهر تلخ شد از شور دریای جهان ۱۱
شکرلله بار دیگر صائب از اقبال بخت
زنده کرد از شعر خود ما را مسیحای جهان ۱۲
وقت را خوش کرده ام من از خوشی های جهان ۱
از جهان و نعمت او داشتم امیدها
کند شد دندان حرص من ز سیمای جهان ۲
خم چه پروا دارد از جوش شراب لاله رنگ؟
چرخ از جا در نمی آید ز غوغای جهان ۳
گوشه امنی که برگ عیش فرش او بود
نیست غیر از گوشه دل در سراپای جهان ۴
حاصلی جز ماندگی مردم ندارند از سفر
می دهد از تیه موسی یاد، صحرای جهان ۵
تشنگی نتوان به آب شور بردن از جگر
دست کوته دار زنهار از تمنای جهان ۶
مردم عالم ز خست خون هم را می خورند
ورنه نعمت نیست کم بر خوان یغمای جهان ۷
سرخ رویی در شراب نارس این نشأه نیست
می کند دل را سیه چون لاله صهبای جهان ۸
پرده های گوش من چون آسمان نیلوفری است
بس که می آید گران بر گوش غوغای جهان ۹
دایم از روی نسب بر هم تفاخر می کنند
نیستند از یک پدر پنداری ابنای جهان ۱۰
من کدامین قطره ام کز تلخکامی وارهم
آب گوهر تلخ شد از شور دریای جهان ۱۱
شکرلله بار دیگر صائب از اقبال بخت
زنده کرد از شعر خود ما را مسیحای جهان ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۸۳ - کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
گوهر بعدی:غزل ۵۹۸۵ - اول ما نیستی و آخر ما نیستی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.