هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه، رنج‌های عشق، و مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر از درد دل، حسرت، و ناتوانی در پنهان کردن عشق خود سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، چاه ذقن، و طوطی، عمق احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۹۸۶ - با لب او کار دندان می کند سین سخن

با لب او کار دندان می کند سین سخن
زین سبب کم حرف افتاده است آن شیرین دهن ۱

سوختم، پاس دل بی تاب دارم تا به کی؟
بیش ازین نتوان نهفت اخگر به زیر پیرهن ۲

چشم مجمر موم را خوناب حسرت می کند
چون تواند گشت خاموشی مرا مهر دهن؟ ۳

چیدن دامن ز صحبت ها کمند شهرت است
شمع فانوسم که باشد خلوتم در انجمن ۴

تشنه ای از آب او هرگز لب خود تر نکرد
سرنگون هر چند افتاده است آن چاه ذقن ۵

سیم و زر بر آتش حرص آب نتواند زدن
از گرستن نیست مانع شمع را زرین لگن ۶

در حریم بیضه چون عیسی شود گویا ز مهد
نیست حاجت طوطی ما را به تلقین سخن ۷

بسترش خار است صائب تا بود در کان گهر
نیست جز سنگ ملامت رزق پاکان از وطن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۹۸۵ - اول ما نیستی و آخر ما نیستی است
گوهر بعدی:غزل ۵۹۸۷ - شد ز پیری ها مرا گوش گران مهر دهن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.