این متن شعری است که به مخاطب هشدار میدهد تا عمر خود را بیهوده تلف نکند و از غفلت و دنیای فانی دوری کند. شاعر توصیه میکند که زمان گرانبها را صرف امور بیارزش نکنند، در راه عشق مجازی متوقف نشوند، و به جای همراهی با افراد تنبل، مسیر درست را انتخاب کنند. همچنین، از بخل ورزیدن به نیازمندان پرهیز داده و مراقب نفس سرکش باشند. در نهایت، تأکید میشود که زندگی کوتاه است و باید از آن به درستی استفاده کرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن نیاز به درک و تجربه کافی از زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۶۰۸۴ - در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن
در زمین عاریت چون غافلان منزل مکن ۱
تا دل ویرانه ای را می توان تعمیر کرد
نقد اوقات گرامی صرف آب و گل مکن ۲
جز زمین گیری ندارد پله عشق مجاز
آشیان چون قمریان بر سر و پا در گل مکن ۳
چشم اگر داری که پا در دامن منزل کشی
همرهی در قطع ره با مردم کاهل مکن ۴
نقد جان را عاقبت تسلیم چون خواهی نمود
از تپیدن بیش ازین خون در دل قاتل مکن ۵
نقل زاد آخرت با دست تنها مشکل است
بخل در برگ و نوا زنهار با سایل مکن ۶
بی نگهبان نفس سرکش می شود مطلق عنان
از کمین خویشتن صیاد را غافل مکن ۷
صرف باطل ساختی سر جوش ایام حیات
باری این ته جرعه اوقات را باطل مکن ۸
شمع از آتش زبانی سر به جای پا نهاد
از سبک مغزی زبان بازی به یک محفل مکن ۹
یک جهت شو در طریق عشق چون مردان مرد
بیش ازین اوقات صائب صرف لاطایل مکن ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.