هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات شاعر دربارهٔ غم، حیرت و پریشانی است. او از گریه، حیرانی و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند گریستن طفل، زلف معشوق، بلبلان خزان‌زده و شعلهٔ شوخ، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. شاعر همچنین به سادگی و صداقت خود اشاره می‌کند و از تأثیر شعر خود بر دیگران می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و استعاری موجود در شعر نیاز به درک ادبی و تجربهٔ زندگی بیشتری دارد.

غزل ۶۲۸۹ - نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من

نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
گریه شسته است به طفلی خط پیشانی من ۱

زلف چون حاشیه بر گرد سرش می گردد
در کتابی که بود شرح پریشانی من ۲

چون رگ سنگ، زمین گیر گران پروازی است
مژه در دیده آسوده حیرانی من ۳

می دهد حیرت سرشار من از حسن تو یاد
رتبه گنج عیان است ز ویرانی من ۴

هر چه در خاطر من می گذرد می دانند
سادگی آینه بسته است به پیشانی من ۵

در خزان ناله رنگین بهاران دارند
بلبلان چمن از سلسله جنبانی من ۶

شعله شوخ به فانوس مقید نشود
اطلس چرخ بود داغ ز عریانی من ۷

شرر از سنگ برون آمد و من در خوابم
سنگ بر سینه زند دل ز گرانجانی من ۸

گر چه تلخ است درین باغ مذاقم صائب
گوش گل، تنگ شکر شد ز غزلخوانی من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۸۸ - غم دنیا نبود در دل دیوانه من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۹۰ - من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.