خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند لب میگون، فرهاد و شیرین، و زلف یار، حالات عاشقانه و اندوهگین خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند فکر و اندیشه نیز دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و مفاهیم انتزاعی داشته باشد.
غزل ۶۵۰۶ - برخوری زان لب میگون که ز اندیشه او
برخوری زان لب میگون که ز اندیشه او
مست شد عالم و مهرست همان شیشه او ۱
بیستون خانه زنبور شود از فرهاد
کند اگر از دل شیرین نشود تیشه او ۲
از فلک چشم مدارید درستی زنهار
که فتاده است ز طاق دل ما شیشه او ۳
هر که را فکر سر زلف تو بر هم پیچید
شد پریخانه چین خلوت اندیشه او ۴
رخنه در بیضه فولاد کند چون جوهر
دانه ء خال تو کز دام بود ریشه او ۵
دل هر کس هدف ناوک بیداد تو شد
برق بیرون نتواند رود از بیشه او ۶
مرو از راه به دلجویی خالش صائب
که جگرخواری عشاق بود پیشه او ۷
مست شد عالم و مهرست همان شیشه او ۱
بیستون خانه زنبور شود از فرهاد
کند اگر از دل شیرین نشود تیشه او ۲
از فلک چشم مدارید درستی زنهار
که فتاده است ز طاق دل ما شیشه او ۳
هر که را فکر سر زلف تو بر هم پیچید
شد پریخانه چین خلوت اندیشه او ۴
رخنه در بیضه فولاد کند چون جوهر
دانه ء خال تو کز دام بود ریشه او ۵
دل هر کس هدف ناوک بیداد تو شد
برق بیرون نتواند رود از بیشه او ۶
مرو از راه به دلجویی خالش صائب
که جگرخواری عشاق بود پیشه او ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۰۵ - هر که چون شبنم گل پاک بود گوهر او
گوهر بعدی:غزل ۶۵۰۷ - کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.