هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق الهی، میخانهٔ عشق، ملامتهای دنیوی، و ارزش معنوی کعبه و عزیزان از دست رفته میپردازد. شاعر از دردها و داغهای زندگی سخن میگوید و عشق را به عنوان نیرویی الهی توصیف میکند که بر هر دلی نزول میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و از دست دادن ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۶۵۳۱ - میخانه ای که شوق تو باشد مدام او
میخانه ای که شوق تو باشد مدام او
دایم به زور باده زند دور، جام او ۱
سنگ ملامتی که به هم بشکند ترا
چون کعبه واجب است به جان احترام او ۲
طومار درد و داغ عزیزان رفته است
این مهلتی که عمر درازست نام او ۳
رحم است بر کسی که شود خرج مردگان
چون حافظ مزار سراسر کلام او ۴
در هر سری که هست تمنای گلرخی
از بوی گل پری زده گردد مشام او ۵
در هر دلی که عشق الهی کند نزول
چون کعبه جای کسب هوا نیست بام او ۶
صائب بس است قسمت من خون دل ز عشق
دست که می رسد به می لعل فام او؟ ۷
دایم به زور باده زند دور، جام او ۱
سنگ ملامتی که به هم بشکند ترا
چون کعبه واجب است به جان احترام او ۲
طومار درد و داغ عزیزان رفته است
این مهلتی که عمر درازست نام او ۳
رحم است بر کسی که شود خرج مردگان
چون حافظ مزار سراسر کلام او ۴
در هر سری که هست تمنای گلرخی
از بوی گل پری زده گردد مشام او ۵
در هر دلی که عشق الهی کند نزول
چون کعبه جای کسب هوا نیست بام او ۶
صائب بس است قسمت من خون دل ز عشق
دست که می رسد به می لعل فام او؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۳۰ - خطت که رفت در بغل هاله ماه ازو
گوهر بعدی:غزل ۶۵۳۲ - از گرد خط گرفته مباد آفتاب تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.