هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به ستایش معشوق و بیان درد عشق میپردازد. شاعر از آفتاب معشوق، گلهای همراه او، و پاسخهای بیادبانه سخن میگوید. همچنین، به وعدههای پوچ، خون ریختهشده از عشق، و زیبایی محافظتشده معشوق اشاره میکند. در پایان، از جوانی fading و طبیعت در حال جوشش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۵۳۳ - چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو
چون سر زند ز مشرق زین آفتاب تو
صد شاخ گل پیاده رود در رکاب تو ۱
در پرده حرف گوی که تبخال بی ادب
دندان نگیرد از لب حاضرجواب تو ۲
فردا که صبح حشر زند چاک پیرهن
دست من است و دامن بند نقاب تو ۳
بر وعده های پوچ تو ما بسته ایم دل
خوشتر بود ز چشمه کوثر حباب تو ۴
امروز باز خون که پامال کرده ای؟
خون می چکد ز حلقه چشم رکاب تو ۵
تعویذ چین حمایل ابرو چه می کنی؟
حسن ترا بس است نگهبان حجاب تو ۶
صائب هنوز اول جوش طبیعت است
افسرده تر ز شیب چرا شد شباب تو؟ ۷
صد شاخ گل پیاده رود در رکاب تو ۱
در پرده حرف گوی که تبخال بی ادب
دندان نگیرد از لب حاضرجواب تو ۲
فردا که صبح حشر زند چاک پیرهن
دست من است و دامن بند نقاب تو ۳
بر وعده های پوچ تو ما بسته ایم دل
خوشتر بود ز چشمه کوثر حباب تو ۴
امروز باز خون که پامال کرده ای؟
خون می چکد ز حلقه چشم رکاب تو ۵
تعویذ چین حمایل ابرو چه می کنی؟
حسن ترا بس است نگهبان حجاب تو ۶
صائب هنوز اول جوش طبیعت است
افسرده تر ز شیب چرا شد شباب تو؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۳۲ - از گرد خط گرفته مباد آفتاب تو
گوهر بعدی:غزل ۶۵۳۴ - از بس ز خون ما شده گلگون عقیق تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.