هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند درد و رنج، انتقاد از خود و دیگران، ناامیدی، و تلاش برای خودسازی میپردازد. شاعر از زبان تیغمانند خود و ناامیدیهایش سخن میگوید و به انتقاد از رفتارهای ناپسند و خودخواهی میپردازد. همچنین، اشاراتی به طبیعت و نمادهای آن مانند گل، خار، و پرندگان دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارند.
غزل ۶۸۶۰ - مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی
به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟ ۱
ز اهل درد مرا رنگ من خجل دارد
که می کند به زبان شکسته غمازی ۲
شدم به چشم خود امیدوار تا شبنم
گرفت دامن خورشید از نظربازی ۳
فتاده کار به سنگین دلی مرا که کند
به آه سوختگان همچو زلف خود بازی ۴
به می ز طینت زاهد نرفت خشکی زهد
نبرد قرب گل از طبع خار ناسازی ۵
شد از لباس خشن بیشتر رعونت نفس
ز خار و خس کند آتش فزون سرافرازی ۶
ترحم است بر آن عندلیب کوته بین
که کرد موسم گل صرف آشیان سازی ۷
ز خاکبازی طفلانه عمارت کرد
مرا خلاص درین روزگار، خودسازی ۸
فغان که عمر گرامی مرا ز طول امل
چو عنکبوت سرآمد به ریسمان بازی ۹
مده به محفل خود ره سیه زبانان را
که خامه را ید طولاست در سخنسازی ۱۰
چو داغ لاله مرا در جگر گره شده است
هزار ناله خونین ز بی هم آوازی ۱۱
مرا به آینه چون طوطی احتیاجی نیست
که روشن است سوادم ز سینه پردازی ۱۲
هوای وصل هدف هست اگر ترا صائب
مکن چو تیر هوایی بلندپروازی ۱۳
به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟ ۱
ز اهل درد مرا رنگ من خجل دارد
که می کند به زبان شکسته غمازی ۲
شدم به چشم خود امیدوار تا شبنم
گرفت دامن خورشید از نظربازی ۳
فتاده کار به سنگین دلی مرا که کند
به آه سوختگان همچو زلف خود بازی ۴
به می ز طینت زاهد نرفت خشکی زهد
نبرد قرب گل از طبع خار ناسازی ۵
شد از لباس خشن بیشتر رعونت نفس
ز خار و خس کند آتش فزون سرافرازی ۶
ترحم است بر آن عندلیب کوته بین
که کرد موسم گل صرف آشیان سازی ۷
ز خاکبازی طفلانه عمارت کرد
مرا خلاص درین روزگار، خودسازی ۸
فغان که عمر گرامی مرا ز طول امل
چو عنکبوت سرآمد به ریسمان بازی ۹
مده به محفل خود ره سیه زبانان را
که خامه را ید طولاست در سخنسازی ۱۰
چو داغ لاله مرا در جگر گره شده است
هزار ناله خونین ز بی هم آوازی ۱۱
مرا به آینه چون طوطی احتیاجی نیست
که روشن است سوادم ز سینه پردازی ۱۲
هوای وصل هدف هست اگر ترا صائب
مکن چو تیر هوایی بلندپروازی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۵۹ - دگر چه شد که ز حالم خبر نمی گیری
گوهر بعدی:غزل ۶۸۶۱ - اگر به جسم درین تیره خاکدان باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.