خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به بیان احساسات عاشقانه، درد فراق و جستجوی معشوق میپردازد. شاعر با اشاره به عناصری مانند زلف پریشان، آفتاب روی، یوسف و گلستان، زیبایی معشوق و درد عشق را به تصویر میکشد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات تاریخی یا ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۹۳۹ - تسکین دل به زلف پریشان چه می کنی؟
تسکین دل به زلف پریشان چه می کنی؟
این شعله را خموش به دامان چه می کنی؟ ۱
هر ذره ای سپند رخ آتشین توست
ای آفتاب روی، نگهبان چه می کنی؟ ۲
یوسف حریف سیلی اخوان نمی شود
ای ساده لوح گل به گریبان چه می کنی؟ ۳
در خاک نرم، نخل هوس ریشه می کند
چندین ملایمت به نگهبان چه می کنی؟ ۴
مصر از فروغ روی تو آتش گرفته است
خود را نهفته در چه کنعان چه می کنی؟ ۵
روی ترا به خون شهیدان چه حاجت است؟
از لاله زیب کان بدخشان چه می کنی؟ ۶
آیینه پیش رو نه و سیر بهشت کن
با این رخ شکفته گلستان چه می کنی؟ ۷
این مصرع بلند ز خاطر نمی رود
ای سروناز این همه جولان چه می کنی؟ ۸
دل نیست گوهری که ز کف رایگان دهند
انگشت خویش زخمی دندان چه می کنی؟ ۹
صائب ز آب خضر نکرده است کس زیان
با تیغ او مضایقه جان چه می کنی؟ ۱۰
این شعله را خموش به دامان چه می کنی؟ ۱
هر ذره ای سپند رخ آتشین توست
ای آفتاب روی، نگهبان چه می کنی؟ ۲
یوسف حریف سیلی اخوان نمی شود
ای ساده لوح گل به گریبان چه می کنی؟ ۳
در خاک نرم، نخل هوس ریشه می کند
چندین ملایمت به نگهبان چه می کنی؟ ۴
مصر از فروغ روی تو آتش گرفته است
خود را نهفته در چه کنعان چه می کنی؟ ۵
روی ترا به خون شهیدان چه حاجت است؟
از لاله زیب کان بدخشان چه می کنی؟ ۶
آیینه پیش رو نه و سیر بهشت کن
با این رخ شکفته گلستان چه می کنی؟ ۷
این مصرع بلند ز خاطر نمی رود
ای سروناز این همه جولان چه می کنی؟ ۸
دل نیست گوهری که ز کف رایگان دهند
انگشت خویش زخمی دندان چه می کنی؟ ۹
صائب ز آب خضر نکرده است کس زیان
با تیغ او مضایقه جان چه می کنی؟ ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۳۸ - زیر سپهر خواب فراغت چه می کنی؟
گوهر بعدی:غزل ۶۹۴۰ - لنگر درین خراب برای چه می کنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.