هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا، عشق الهی و رابطهٔ عاشق و معشوق را با استفاده از نمادهایی مانند بلبل، گل، آتش، و موسی و منصور توصیف می‌کند. شاعر به قدرت ویرانگر و در عین حال حیاتبخش عشق اشاره می‌کند و تأکید می‌نماید که عشق فراتر از عقل و تکرار است. همچنین، به مفاهیمی مانند فداکاری، درد عشق، و جستجوی حقیقت می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به رنج و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۳۱ - باز بلبل لحن موسیقار داشت

باز بلبل لحن موسیقار داشت
دعوی دیدار موسی وار داشت

گل بگلزار آتش از رخسار زد
یعنی آتش نخل عاشق بار داشت

عشق او خونخوار بوده است و بود
نی همین منصور را بردار داشت

مصحف رخسار اگر بنموده است
در برابر گیسوی زنار داشت

زان شب عالم تمامی روز کرد
زین دگر روز جهان تار داشت

نی همین در کار جانبازی ست دل
عالمی را عشق بر این کار داشت

گر خرد آرد کلیمی لیک عشق
صد چو موسی طالب دیدار داشت

معنیش را رجعت و تکرار نیست
گر به صورت رجعت و تکرار داشت

باز شد با هر گدائی همنشین
پادشاهی کو ز شاهان عار داشت

زان لبم هر دم شفائی میرسد
چشم بیمارش گرم بیمار داشت

تا چه واقع شد که با صد ناز باز
کشتن اسرار را اصرار داشت
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰ - دل و جانم فدای حضرت دوست
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - ره و رهبر دلا محبت اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.