هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حضرت مولانا، شور و شوق عشق الهی و درد فراق را بیان می‌کند. شاعر از عشق به معشوق، بیدادگری‌های او، و تأثیر عمیق این عشق بر روح و جان سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به مفاهیم عرفانی مانند «اناالحق» و اسرار الهی دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۱ - شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست

شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست

نیست یک مرغ دلی کش نفکندی بقفس
تیر بیداد تو تا پر به پری نیست که نیست

ز فغانم ز فراق رخ و زلفت بفغان
سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست

نه همین از غم او سینهٔ ما صد چاک است
داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست

موسی نیست که دعوی اناالحق شنود
ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست

گوش اسرار شنو نیست وگرنه اسرار
برش از عالم معنی خبری نیست که نیست
کانال گوهرین در ایتا
۵۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰ - دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست
گوهر بعدی:غزل ۴۲ - ای از صفات گشته هویدا همه صفات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.